تبليغاتX
تحقیقات علمی
اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!
پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!
بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.
یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.
زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب
اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.
این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.
فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
● جریان مستمر از داخل آبشش ها
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.
در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.
فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
● تنفس پوستی در آب
در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.
بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.
بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.
همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.
+ نوشته شده توسط سینا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 6 PM |
همه این تجربه‌های بصری ناشی از تحریک پشت چشم یا در واقع عصب بینایی است، که تجربه نور را به مغز منتقل می‌کند.
شاید شما هم از دوران کودکی به تجربه کرده باشید که فشار آوردن بر روی پلک‌های بسته ‌شده‌‌تان الگوهای نورانی مواجی را در مقابل‌ چشم‌‌های‌تان ایجاد می‌کند.
اما اگر در دوران بزرگسالی، هنگامی که دیگر روی پلک‌های‌تان فشار نمی‌آورید، میزان جرقه‌های نورانی که در مقابل چشم‌تان می‌بینید به طور قابل‌توجهی افزایش یابد یا دچار اختلال بینایی درازمدتی شوید، این امر ممکن است نشانه جداشدگی شبکیه (retinal detachment) باشد، که در آن شبکیه (پرده حساس به نورچشم) از محل خود در عقب چشم کنده می‌شود.
این عارضه یک فوریت جدی پزشکی است و باید فورا برای درمان آن به پزشک مراجعه کرد.
جرقه‌های نورانی و دیدن نورهایی در میدان دید می‌تواند با سردردهای میگرنی همراه باشد، یا به عنوان بخشی از "اورای" پیش از میگرن یا به علت میگرن چشمی رخ دهد.
اما سایر انواع فشار یا تحریک نیز می‌تواند مغز به دیدن جرقه‌های نورانی وادارد، و اغلب این تجربه‌های بینایی رایج و بی‌‌ضرر هستند.
درون کره‌های چشم ماده ژلاتینی ضخیمی وجود دارد که چشم را گرد و قوام‌دار می‌کند. هنگامی که مغز پیامی از شبکیه دریافت می‌کند، آن را به عنوان نور تفسیر می‌کند. بنابراین چه نوری وارد چشم شود یا نه، هر تحریکی بر روی شبکیه در مغز به صورتی نمایشی نورانی تعبیر خواهد شد.
اگر پس از عطسه کردن ستاره یا جرقه‌های نورانی در مقابل چشم‌های‌تان می‌بینید، ممکن است ناشی از فشار وارد آمده بر روی خود چشم یا ناشی از تحریک اعصاب مربوط به بینایی باشد.
اگر مدتی وارونه روی سر خود قرار بگیرید، یا پس از مدتی درازکشیدن به سرعت بلند شوید، فشار خون ممکن است کاهش پیدا کند؛ و مغز دچار محرومیت از اکسیژن می‌شود و محیط درون و اطراف چشم تغییر می‌کند و بر عصب بینایی تاثیر گذارده می‌شود.
همچنین هنگامی که عطسه می‌کنید، درون قفسه سینه‌ و سرتان فشار ایجاد می‌کنید، فشاری که هوا را با سرعت ۱۶۰ کیلومتر درساعت از مجاری تنفسی شما به خارج می‌راند. نیروی قوی ناشی از این عطسه می‌تواند شبکیه را به شدت تکان دهد.
مجموعه دیگری از پدیدارهای بینایی که ممکن است با جرقه‌های نورانی اشتباه شوند، مگس‌پران (floater) است، که ناشی از اختلالاتی در ماده ژلاتینی درون چشم یا زجاجیه است. مگس‌پران معمولا ناشی یا از ایجاد توده‌هایی درون زجاجیه یا ارتشاح سلول‌های خونی به درون آن است؛ این پدیده را بیش از همه هنگام خیره‌شدن به یک پس زمینه درخشان و یکنواخت مانند آسمان آبی می‌توان دید.
مگس‌پران با افزایش سن بیشتر می‌شود، چرا که به افزایش سن زجاجیه سیال‌تر می‌شود.
بنابراین در صورتی که بیماری خاصی ندارید و دچار حملات میگرن هم نمی‌شوید، دیدن جرقه‌ نورانی و مگس‌ پران نباید شما را نگران کند. مراقب افزودده شدن این پدیده یا تغییر قابل‌توجه در بینایی خود به عنوان علائم جداشدگی بینایی خود باشید، و در غیر این موارد از این نمایش نورانی جلوی چشمان‌تان لذت ببرید!
+ نوشته شده توسط سینا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 6 PM |
کودکی پرماجرا
فردریک گولاندهاپکینز در ۲۰ ژوئن ۱۸۶۱ در ایست‌پورن انگلیس در خانواده‌ای متوسط دیده به جهان گشود، پدرش برادرزاده «جرارد مانلی هاپکینز» یکی از شعرای معروف انگلیس بود. فردریک هیچ وقت طعم محبت پدر را نچشید زیرا وقتی که نوزاد بود، پدرش را از دست داد.مادرش نیز فقط به فکر خودش بود و تنها تا ده سالگی مسئولیت نگهداری فردریک را به عهده گرفت، سپس او را به یک مدرسه شبانه‌روزی سپرد. فردریک همیشه با میکروسکوپی که از پدرش به یادگار مانده بود به تماشای اجسام ریز می‌پرداخت. او به ادبیات نیز علاقه‌مند بود و گاهی اشعار کوتاهی هم می‌سرود.
● ورود به عرصه علم
در سال ۱۸۷۱ مادرش او را ترک کرد و به آنفیلد در لیورپول رفت و فردریک به مدرسه‌ای در لندن انتقال یافت. او علیرغم این‌که از مهر خانواده محروم شده بود اما در مدرسه بهترین نمرات را کسب می‌‌کرد، وقتی دوران دبیرستانش به پایان رسید، تصمیم گرفت وارد دنیای علم شیمی شود. ۱۷ ساله بود که دیپلم گرفت و با نوشتن یک مقاله در زمینه زندگی حشرات برنده جایزه انجمن ملوم لندن شد.او برای گذران زندگی در بانک سلطنتی لندن به استخدام درآمد تا بتواند از عهده هزینه تحصیل خود برآید. از این رو فردریک وارد دانشگاه لندن شد و به تحصیل در رشته شیمی پرداخت و به تجزیه و تحلیل سموم در بدن پرداخت.۲۲ ساله بود که فارغ‌التحصیل شده، سپس وارد دانشگاه پزشکی شد، او در آزمایشگاه به تحقیق در زمینه علم شیمی پرداخت. در سن ۲۸ سالگی مدال طلا در رشته شیمی از دانشگاه پزشکی لندن را دریافت کرد و مدرک کارشناسی‌اش را در زمینه سم‌شناسی و فیزیولوژی به دست آورد.همان زمان در دانشگاه با «جسی آ استیوز» دانشجوی رشته پزشکی آشنا شد و در سن ۳۶ سالگی با او ازدواج کرد. ثمره این ازدواج دو فرزند دختر بود. بعدها جاکیتا دختر بزرگش با نویسنده معروف انگلیسی «جی بی‌ پریستلی» ازدواج کرد.در سال ۱۸۹۸ با ارائه یک سخنرانی در دانشگاه کمبریج مورد توجه همه اساتید علم شیمی قرار گرفت و عضو انجمن هیئت مدیره این دانشگاه شد و به کرسی استادی دست یافت. فردریک علیرغم موفقیت‌های چشمگیرش در عرصه علم و دانش همیشه از لحاظ محبت والدین احساس خلاء می‌کرد.یک بار تصمیم گرفت به همراه همسر و دو فرزندش به دیدار مادرش برود. مادر او ازدواج کرده بود و فردریک را به طور کلی از یاد برده بود، برخورد مادر با او و خانواده‌اش بسیار سرد بود، تا جایی که فردریک از این‌که به دیدار مادرش رفته، احساس پشیمانی می‌کرد.
● کشف ویتامین‌ها
فردریک در آزمایشگاه، مخلوطی از انواع هیدرات‌های کربن، چربی‌ها، پروتئین‌ها و نمک‌ها را که برای بدن لازم است به یک گروه موش خوراند. چند هفته بعد مشاهده کرد که موش‌ها همگی مرده‌اند ولی گروه دیگر موش‌ها که در همان مدت همان مخلوط غذایی را همراه با مقدار کمی شیر خورده بودند، زنده ماندند. او نتیجه گرفت که شیر موادی دارد که برای زنده ماندن و رشد موش‌ها لازم است اما امروزه می‌دانیم این مواد ضروری، ویتامین‌ها هستند.در آن دوران دوست بسیار صمیمی فردریک «دکتر کریستین ایجکمان» بود که در زمینه بیماری‌ها تحقیق می‌کرد، او ثابت کرده بود که بیماری «بری بری» در نتیجه کمبود تغذیه ایجاد می‌شود. این امر راه را برای کشف ویتامین‌ها و مواد ویتامین‌دار مسئول بیماری بری‌بری یعنی «تیامین» هموار کرد. به این ترتیب ایجکمان به یاری فردریک برنده جایزه نوبل پزشکی در سال ۱۹۲۹ شد. لذا علم جدید تغذیه به سرعت گسترش یافت و اولین تحقیقات و نظریه‌ها در مورد ویتامین‌ها در همان سال‌ها به وسیله فردریک انجام شد و او به خاطر همین تحقیق، جایزه انجمن سلطنتی لندن را دریافت و به لقب «سر فردریک هاپکینز» نائل آمد.فردریک، فردی بسیار پرکار بود و به هیچ وجه از کار کردن و تحقیق در آزمایشگاه و مطالعه خسته نمی‌شد. او در طول شبانه‌روز فقط ۳ ساعت می‌خوابید و بقیه اوقات خود را صرف کسب علم و ارائه مقالات پزشکی و شیمی می‌کرد. فردریک بسیار خانواده‌دوست بود و همیشه می‌خواست فرزندانش در کنار او باشند.فردریک هاپکینز در ۱۶ می‌ ۱۹۴۷ در حالی که مشغول تحقیقات در آزمایشگاه دانشکاه کمبریج بود به دلیل سکته قلبی در سن ۸۶ سالگی چشم از جهان فرو بست، بعدها مجسمه یادبود وی را در کمبریج بنا کردند تا نسلهای آینده این دانشمند برجسته را که گام بزرگی در علوم تغذیه گذاشت به فراموشی نسپارند.
+ نوشته شده توسط سینا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 6 PM |
دکتر راجر کادی و دکتر کورتیس شرایبر از "مرکز مراقبت از سردرد" اسپرینگ‌فیلد در میسوری تاثیر وبی‌خطربودن تزریق‌ منفرد بوتاکس را در مقابل تزریق دارونما در پیشگیری از حملات میگرن مورد ارزیابی قرار دادند.
این پژوهشگران در نشریه Headache گزارش می‌دهند که بوتاکس: "اثرات مفید،اما محدودی بر فراوانی حملات میگرن دارد، اما در پایین آوردن شدت سردرد موثر نیست."
با این وجود در بیماران درمان‌شده با بوتاکس نسبت به بیماران دریافت‌کننده دارونما تعداد "حملات" سردرد کمتر و زمان آنها کوتاه‌تر بود. به علاوه بوتاکس در بیماران، تاثیر مثبت "قابل‌اندازه‌‌گیری" بر کیفیت زندگی ایجاد کرد.
برای مثال بهبودی در "آزمون تاثیر سردرد" - یک نظرخواهی شش‌موردی در مورد درد، قدرت انجام کار، کارکرد اجتماعی، خستگی، شناخت و ناراختی عاطفی- در بیماران درمان شده با بوتاکس بسیار بیشتر از بیمارانی بود که دارونما دریافت کرده بودند.
این پژوهشگران معتقدند که بوتاکس ممکن است برای درمان بیماران دچار سردرد میگرنی که به سایر درمان‌های پیشگیری‌کننده پاسخ نمی‌دهند، گزینه مناسبی باشد.
+ نوشته شده توسط سینا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 6 PM |
به گزارش "بی بی‌سی نیوز" در پژوهشی كه توسط روانشناسان انگلیسی صورت گرفت، محققان از شركت‌كنندگان خواستند كه دست خود را در آب سرد قرار دهند و همزمان برای تحمل سردی آب ، افراد مورد آزمایش می‌توانستند بین گوش دادن به موسیقی مورد علاقه ، انجام محاسبه ذهنی یا تماشای یك برنامه تلویزیونی مورد علاقه یكی را انتخاب كنند.
در هر مورد، فردی كه به موسیقی گوش می‌داد، بیشترین حد تحمل آب سرد را داشت و گاهی اوقات پنج برابر بیشتر از دیگران توانست دست خود را در آب نگه دارد.
محققان معتقدند این امر به آن علت است كه موسیقی علاوه بر ایجاد حواس پرتی، برخلاف سایر محركها، فرد را ازنظر احساسی درگیر می‌كند.
نتیجه این تحقیق در كنفرانس انجمن روانشناسان انگلیس ارایه شد
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
خون مایعی لزج است که بخشی از آن را مایعی به نام پلاسما و بخش دیگر را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکیل می‌دهد. بخش جامد خون شامل اریتروسیتها (گلبولهای قرمز خون) ، لوکوسیتها یا گلبولهای سفید و پلاکتها است.
گلبولهای قرمز یا اریتروسیتها سلولهایی هستند که در انسانها و جانوران خونگرم دارای پروتوپلاسم هموژن اما بدون هسته هستند. غشای آنها از مجموعه‌ای از لیپو پروتئینها تشکیل یافته که به مواد کلوئیدی و یون پتاسیم یا یون سدیم غیر قابل نفوذ است اما به یون کلر و بی‌کربنات و +H و OH- نفوذ پذیر است. ترکیب مواد معدنی اریتروسیتها و پلاسما مشابه هم نیستند.
مقدار پتاسیم گلبولهای قرمز انسان بیشتر از سدیم می‌باشد در حالی که نسبت این نمکها در پلاسما برعکس است. هموگلوبین ۹۰ درصد ماده خشک گلبولهای قرمز را تشکیل می‌دهد. در حالی که پروتئینها ، لیپیدها و گلوکز و نمکهای معدنی دو درصد بقیه را بوجود می‌آورند. تعیین تعداد اریتروسیتها در خون اهمیت زیادی در فیزیولوژی و کلینیک دارد. در حدود ۵.۵ میلیون گلبول قرمز در میلیمتر مکعب خون یک مرد سالم و ۴.۵ میلیون گلبول در میلیمتر مکعب خون در یک زن سالم وجود دارد.
● مشخصات گلبولهای قرمز
قطر گلبولهای قرمز بین ۷.۵ - ۷.۲ میکرون و حجم متوسط هر یک از آنها ۹۰ - ۸۸ میکرون مکعب است. ضخامت آنها در ضخیم‌ترین قسمت ۲ میکرون و در وسط یک میکرون است. از روی اندازه هر اریتروسیت و تعداد کل آنها با مساحت کلی گلبولهای قرمز را در بدن می‌توان محاسبه نمود.
چون جذب و آزاد شدن اکسیژن یعنی تبادلات آن در این سطح صورت می‌گیرد از این نظر این رقم واجد اهمیت است. زیرا تبادل اکسیژن عمل اصلی فیزیولوژیک گلبولهای قرمز است.
مجموع کل مساحت گلبولهای قرمز در خون انسان بطور متوسط ۳۵۰۰ - ۳۰۰۰ متر مربع است که این مقدار ۱۵۰۰ برابر سطح بدن می‌باشد.
شکل خاص گلبول قرمز به وسیع بودن این سطح کمک می‌کند. گلبولهای قرمز انسان پهن و در مرکز مقعرالطرفین هستند با این شکل هیچ نقطه‌ای از سلول بیشتر از ۸۵ درصد میکرون از سطح آن فاصله ندارد در صورتی که یک شکل کروی ۲.۵ میکرون از سطح فاصله دارد و کل سطح ۲۰ درصد کمتر می‌شود. این نسبت واقعی بین سطح و حجم اجزای گلبولهای قرمز عمل انتقال اکسیژن را از اندامهای تنفسی به سلولها آسانتر می‌سازد.
● هموگلوبین
هموگلوبین نقش مهمی در حمل و نقل گازهای خون بویژه اکسیژن در موجود زنده را به عهده دارد این ماده یک مولکول پیچیده شیمیایی (با وزن مولکولی ۶۸۰۰۰ دالتون) است که از یک بخش پروتئینی به نام گلوبین و چهار مولکول غیر پروتئینی به نام هم درست شده است.
مولکول هم از یک اتم آهن که می‌تواند با اکسیژن ترکیب شده و یا آن را از دست بدهد تشکیل یافته است. ظرفیت آهن (Fe+۲) بعد از ترکیب با اکسیژن تغییر نمی‌کند و همچنان دو ظرفیتی باقی می‌ماند. اگر هموگلوبین با محلول اسید کلریدریک مخلوط شود هم از گلوبین جدا می‌شود و به همین (C۳۴H۳۲N۴O۴FeCl) کریستالهایی با شکل مشخص دارد تبدیل می‌شود و در پزشکی قانونی ازهمین آزمایش برای اثبات وجود خون استفاده می‌شود.
مولکول هم از چهار حلقه پیرولی (دو باز و دو اسید) تشکیل شده است اتم آهن (Fe+۲) به بخش پروتئین یا گلوبین می‌چسبد. هنگامی که هم آهن خود را از دست می‌دهد و فقط ساختمان پیرولی باقی می‌ماند هماتو پورفیرین یا پروتو پورفیرین نامیده می‌شود.
این ماده در یک نوع خاص از مسمومیت یا اختلال متابولیکی به مقدار زیاد در بدن موجود زنده تشکیل می‌شود هماتو پورفیرین از ادرار دفع می‌گردد. هم بخش فعال یا گروه پروستیک هموگلوبین است در حالی که گلوبین یک پروتئین ناقل هم است.
● تولید گلبولهای قرمز
عمر متوسط گلبولهای قرمز خون ۱۲۰ روز است برای این که میزان گلبولهای قرمز در خون ثابت بماند باید در هر ثانیه حدود یک میلیون گلبول قرمز در مغز استخوان ساخته شود. گلبولهای قرمز در دوره جنینی در کبد و طحال و گره‌های لنفاوی ساخته می‌شوند.
اما در ماههای آخر دوره جنینی و پس از تولد تنها در مغز استخوان بوجود می‌آیند. در سالهای اول پس از تولد همه استخوانها گلبول قرمز می‌سازند ولی از حدود پنج سالگی به بعد تولید گلبول قرمز در استخوانهای دراز کاهش می‌یابد و سپس متوقف می‌شود و از آن به بعد بیشتر گلبولهای قرمز در مغز استخوانهای ستون مهره‌ها ، سر ، سینه و لگن تولید می‌شوند.
در مغز استخوان بافت زاینده‌ای وجود دارد که با چند تقسیم سلولی گلبولهای قرمز را می‌سازد سلولهای زاینده در ضمن این تغییرات هسته خود را از دست می‌دهند و مقدار زیادی هموگلوبین در سیتوپلاسم خود می‌سازند.
فعالیت ماهیچه‌ای ، صعود به ارتفاعات و گرم شدن هوا ، تولید گلبولهای قرمز را افزایش می‌دهند. سلولهای مولد گلبولهای قرمز در مغز استخوان نسبت به عواملی مانند اشعه‌های زیان آور مانند اشعه ایکس بسیار حساسند. و نخستین بخش بدن در مقابل اشعه ایکس که از کار می‌افتد همین بافت مغز استخوان است. کمبود ویتامین B۱۲ ، آهن ، نیز باعث کاهش تولید گلبولهای قرمز می‌شود.
● سرعت رسوب گلبولهای قرمز
اگر به خون ماده ضد انعقاد اضافه شود و در ظرفی بی‌حرکت باقی بماند گلبولهای قرمز آن پس از مدتی رسوب خواهند کرد. سرعت رسوب با روشهای خاصی اندازه‌گیری می‌شود که بر حسب میلیمتر در ساعت اندازه‌گیری می‌شود و این سرعت در مردان ، زنان ، اطفال و زنان حامله متفاوت است. بدین ترتیب اندازه‌گیری آن ارزش تشخیصی دارد سرعت رسوب گلبولهای قرمز ، چسبیدن آنها به یکدیگر به شکل منظم است. در اندازه‌گیری آن عواملی چون تغییر محتوی پروتئینهای خون ، تغییر گلوبولین و غیره بر سرعت رسوب آنها اثر می‌گذارد.
● گروههای خونی
بر روی غشای گلبولهای قرمز خون ۴۰۰ نوع آنتی ژن وجود دارد که برخی از آنها از نظر انتقال خون و کلینیک حائز اهمیت می‌باشند. مثل سیستم ABO. به غیر از سیستم ABO ، سیستم RH نیز در انتقال خون واجد اهمیت است. ۴۰ نوع آنتی کور در این سیستم وجود دارد که آنتی ژن D بیشترین آنتی ژنی را داشته و در انتقال خون اهمیت دارد.
● همولیز
همولیز یعنی تخریب یا شکسته شدن غشای گلبولهای قرمز و آزاد شدن هموگلوبین به پلاسمای خون که سبب قرمز و شفاف شدن پلاسما می‌شود غشای تخلیه شده از هموگلوبین را شبح خونی یا اجسام فانتومی می‌نامند. همولیز ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلفی انجام شود مثل فشار اسمزی ، مواد شیمیایی مثل الکل ، سم مارها و همولیزین و تزریق نامتجانس.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
آنفولانزا یك بیماری ویروسی است كه بخش‌های بالایی مجراهای تنفسی را درگیر می‌كند. این بیماری به‌ناگاه رخ می‌دهد و نشانه‌هایی مانند تب، كوفتگی و درد در بدن، سر درد، خستگی، از دست دادن اشتها، سرفه‌ی خشك و گلوی دردناك یا خشك را بروز می‌دهد. انفولانزا با سرماخوردگی تفاوت دارد؛ به طور معمول نشانه‌های آنفولانزا شدید‌تر است و بیمار اغلب نسبت به سرماخوردگی زمان بیش‌تری از كار و مدرسه بازمی‌ماند.
بیش‌تر مردم بدون مشكل جدی از این بیماری رهایی می‌یابند، اما گاهی بیماری به عفونت باكتریایی، از جمله عفونت گوش، عفونت سینوس‌ها یا عفونت مجراهای تنفسی(برونشیت)، می‌انجامد. البته، با نگهداری مناسب از بیمار در خانه می‌توان از این عفونت‌ها پیش‌گیری كرد. در برخی بیماران ممكن است عفونت‌های دردسر سازتری مانند نومونیا به وجود بیاید. بیمارانی كه در خطر چنین عفونتی هستند و باید در بیمارستان بسری شوند، عبارت‌اند از: بچه‌های كم سن، بزرگسالان ۶۵ ساله یا بیش‌تر و كسانی كه ناراحتی‌های پزشكی جدی دارند.
● چه چیزی آنفولانزا را به وجود می‌آورد؟
ـ دو نوع ویروس آنفولانزا، A و B ، باعث آنفولانزا می‌شوند. به طور معمول نوع A عامل همه‌گیری سالانه‌ای است كه رخ می‌دهد. این ویروس‌ها پیوسته تغییر می‌كنند و زیرنوع‌ها یا سوش‌هایی را تولید می‌كنند كه با ویروس اولی تفاوت دارند اما برخی از ویژگی‌های آن را حفظ كرده‌اند. سوش‌های ویروس آنفولانزا كه باعث آنفولانزا می‌شوند ممكن است از سالی به سال دیگر تفاوت داشته باشد.
● نشانه‌های آنفولانزا چیست؟
ـ آنفولانزا با تب، سرفه، احساس سردی همراه با لرز، كوفتگی و درد در بدن، سر درد و خستگی همراه است. این نشانه‌ها به طور معمول ۳ تا ۴ روز ادامه دارند و پس از آن ممكن است بیمار برای یك هفته‌ی دیگر یا بیش‌تر، سرفه‌های خشك، آب‌ریزش بینی و گلودرد داشته باشد. دوره‌ی كمون(شكل‌گیری)، یعنی زمانی كه فرد در معرض ویروس آنفولانزا قرار می‌گیرد تا زمانی كه نشانه‌های بیماری را بروز می‌دهد، ۱ تا ۴ روز است.
اگرچه مردم اغلب واژه‌ی آنفولانزا را برای هر نوع بیماری به كار می‌برند كه نشانه‌هایی مانند آنفولانزا دارد( مانند سرماخوردگی معمولی یا ویروس معده)، آنفولانزا یك بیماری ویروسی مجزا با نشانه‌های ویژه‌ی خود است و به‌طور معمول در زمان‌های ویژه‌ای از سال، پایان پاییز و طی زمستان، رخ می‌دهد.
● آنفولانزا چگونه تشخیص داده می‌شود؟
ـ متخصصان بهداشت به طور معمول آنفولانزا را از روی نشانه‌های آن تشخیص می‌دهند، به‌ویژه اگر موردهای مشابه زیادی از بیماری در جامعه دیده شود و مركز بهداشت منطقه شیوع بیماری را تایید كرده باشد. به طور معمول به آزمون‌های مرسوم از افرادی كه نشانه‌های شاخص آنفولانزا را دارند، نیازی نیست. به‌ندرت، با آزمون نمونه‌ی خون یا مایع بینی یا گلو، ویروس آنفولانزا را شناسایی می‌كنند.
● آنفولانزا چگونه درمان می‌شود؟
ـ مراقبت و استراحت در خانه همه‌ی چیزی است كه برای تسكین نشانه‌های آنفولانزا نیاز هست. باوجود این، داروهای ضد ویروس برای كاهش مدت زمان بیماری و شدت نشانه‌ها نیز وجود دارد. این داروها به‌ویژه برای افراد مسن و كسانی كه خطر شدت گرفتن پیامدهای بیماری در آنان بالاست، مفید هستند. مصرف این داروها را طی دو روز پس از بروز نخستین نشانه‌ها باید آغاز كرد. مصرف این داروها به دستور پزشك نیاز دارد.
● درمان خانگی آنفولانزا چیست؟
ـ استراحت، استراحت و استراحت. برای كاهش تب و سر درد می‌توانید از استامینوفن یا ایبوپروفن استفاده كنید. دكانجستانت‌ها می‌توانند آبریزش بینی را كاهش دهند و از فشار و درد بافت‌های باد كرده در صورت و پشت پرده‌ی صماخ گوش بكاهند. با نوشیدن مایع و ضد سرفه‌هایی كه به تجویز پزشك نیاز ندارند، می‌توانید از سرفه‌ها بكاهید. شستن دست و صورت و پاشویه، البته نه با آب بسیار سرد، نیز به كاهش تب كمك می‌كند.
● آیا ازآنفولانزا می‌توان پیش‌گیری كرد؟
ـ شما با واكسینه‌شدن سالانه علیه ویروس آنفولانزا می‌توانید از این بیماری پیش‌گیری كنید. این واكسن به بدن شما تزریق می شود و بهترین زمان برای این كار ماه مهر و آبان است. این واكسن را به كودكان بالا‌تر از ۶ ماه و هر فردی كه می‌خواهد به پیش‌گیری از این بیمار كمك كند، تزریق كرد. این واكسن برای افراد زیر سفارش می‌شود:
۱) همه‌ی كودكان۶ تا ۲۳ ماهه
۲) همه‌ی بزرگسالان بالاتر از ۵۰ سال
۳) بزرگسالان و كودكان ۲ ساله و بیش‌تر كه به ناراحتی‌های دیگری مانند آسم، بیماری قلبی، ناراحتی‌های تنفسی یا بیماری‌های دستگاه ایمنی دچار هستند
۴) زنانی كه طی فصل آنفولانزا باردار هستند
واكسنی دیگر نیز به بازار آمده است كه نوعی افشانه‌ی بینی است و برای كودكان سالم و بزرگسالان ۵ تا ۴۹ سال مناسب است. این واكسن به زنان باردار و كسانی كه بیماری‌ دستگاه ایمنی دارند، داده نمی‌شود.
● بیش‌تر بدانیم
همه‌گیری‌ گسترده‌ی آنفولانزا درپی تغییرهای شگرفی در ویروس آنفولانزا رخ می‌دهد. این همه‌گیری حدود هر ۱۰ سال رخ می‌دهد. وقتی تغییر شگرفی در ویروس رخ می‌دهد، افرادی كه به آنفولانزا مبتلا شده‌اند، با شدن بیش‌تری بیمار می‌شوند.
ویروس سرماخوردگی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود. قطره‌های كوچكی از سرفه یا عطسه‌ی دیگران، چیزهایی مانند دستمال یا هوله كه به مایع بینی یا گلوی فرد بیمار آلوده شده باشد یا تماس با دست آلوده‌ی فرد مبتلا، می‌تواند شما را بیمار كند. از این رو، شستن دست‌ها، به‌ویژه طی زمستان، سفارش شده است.
افرادی كه به ویروس آنفولانزا آلوده شوند، ۱ روز پیش از این كه نشانه‌های بیماری بروز كند تا ۵ روز پس از بروز آن، می‌توانند دیگران را آلوده كنند. بنابراین، ممكن است شما زمانی كه هنوز نمی‌دانید به این بیماری دچار شده‌اید، آن را به دیگران انتقال دهید.
دور نگه‌داشتن دست‌ها از بینی، چشم‌ها و دهان نیز به پیش‌گیری از بیماری كمك می‌كند. احتمال این كه ویروس از این راه‌ها به بدن شما وارد شود، زیاد است.
ورزش منظم، غذای مناسب، سیگار نكشیدن به پیشگری از آنفولانزا كمك می‌كند.دود سیگار به پوشش مجراهای تنفسی و شش‌ها آسیب می‌رساند و آن‌ها را به ویروس‌ حساس می‌كند.
آنفولانزا به طور معمول طی ۵ تا ۷ روز فروكش می‌كند. البته، خستگی آن ممكن است ادامه داشته باشد. گاهی ممكن است به عفونت‌های باكتریایی نیز دچار شوید كه در این صورت باید بی‌درنگ به پزشك مراجعه كنید. عفونت گوش، مجراهای تنفسی و سینوس‌ها از نشانه‌های عفونت باكتریایی است.
شما به مصرف آنتی‌بیوتیك نمی‌توانید از این بیماری پیش‌گیری یا آن را درمان كنید. آنتی‌بیوتیك‌ها برای مبارزه با باكتری‌ها مناسب هستند و روی ویروس‌ها اثری ندارند. البته، آنتی‌بیوتیك‌ها باید همواره با نظر پزشك مصرف شوند.
مصرف فراوان ویتامین‌ها، مواد معدنی، مانند قرص‌های ویتامین سی و روی یا داروهای گیاهی به درمان یا پیشگیری از آنفولانزا كمك نمی‌كنند و بهتر است به رژیم غذایی سالم توجه بیش‌تری داشته باشیم.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
سکسکه‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌. سکسکه‌ یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌. در ایجاد سکسکه‌ دیافراگم‌ (عضله‌ بزرگ‌ و نازکی‌ که‌ قفسه‌ سینه‌ را از شکم‌ جدا می‌سازد) و عصب‌ فرنیک‌ (عصبی‌ که‌ دیافراگم‌ را به‌ مغز وصل‌ می‌کند) نقش‌ دارند. تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار سکسکه‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است‌.
▪ علایم
یک‌ صدای‌ تند و سریع‌ که‌ در اثر گرفتگی‌ دیافراگم‌ از دهان‌ خارج‌ می‌شود. این‌ گرفتگی‌، عضلات‌ ته‌ گلو را به‌ هنگام‌ دم‌ می‌بندد.
▪ علل
تحریک‌ اعصابی‌ که‌ عضلات‌ تنفسی‌، خصوصاً دیافراگم‌، را تحریک‌ می‌کنند. علت‌ سکسکه‌ کوتاه‌مدت‌ معمولاً ناشناخته‌ است‌. در صورتی‌ که‌ سکسکه‌ طولانی‌مدت‌ باشد یا به‌طور مکرر رخ‌ دهد، امکان‌ دارد به‌ علل‌ زیر ایجاد شده‌ باشد:
ـ خوردن‌ یا آشامیدن‌ غذا یا نوشیدنی‌ داغ‌ یا مواد تحریک‌کننده‌
ـ بیماری‌های‌ پرده‌ جنب‌ (پرده‌ نازکی‌ که‌ روی‌ ریه‌ها را می‌پوشاند).
ـ ذات‌الریه‌
ـ اورمی‌ (جمع‌ شدن‌ مواد زاید سمی‌ در اثر نارسایی‌ کلیه‌)
ـ الکلی‌ بودن‌
ـ مصرف‌ بعضی‌ از داروها
ـ اختلالات‌ معده‌، مری‌، روده‌ یا لوزالعمده‌
ـ حاملگی‌
ـ تحریک‌ مثانه‌
ـ هپاتیت‌
ـ گسترش‌ سرطان‌ از یک‌ قسمت‌ از بدن‌ به‌ کبد یا قسمتی‌ از پرده‌ جنب‌
ـ سابقه‌ عمل‌ جراحی‌ اخیر، خصوصاً جراحی‌ روی‌ شکم‌
▪ درمان
روش‌هایی‌ که‌ در این‌ جا ذکر می‌شوند برای‌ دوره‌های‌ کوتاه‌مدت‌ سکسکه‌ هستند. سکسکه‌ طولانی‌مدت‌ باید تحت‌ بررسی‌ پزشکی‌ قرار گیرد. یک‌ یا تعداد بیشتری‌ از روش‌های‌ زیر را به‌ کار بندید تا بهترین‌ آنها برای‌ شما معلوم‌ شود.
۱) نفس‌ خود را نگاه‌ دارید و تا ۱۰ بشمارید.
داخل‌ یک‌ کیسه‌ کاغذی‌ تنفس‌ کنید. از کیسه‌ پلاستیکی‌ استفاده‌ نکنید زیرا ممکن‌ است‌ به‌ سوراخ‌ بینی‌ بچسبد.
۲) انگشت‌ شست‌ خود را بین‌ دندان‌ها و لب‌ بالا قرار دهید. سپس‌ لب‌ بالا را با انگشت‌ سبابه‌ خود، درست‌ در زیر سوراخ‌ بینی‌ سمت‌ راست‌، فشار دهید.
۳) انگشتان‌ سبابه‌ خود را حدود ۲۰ ثانیه‌ داخل‌ هر دو گوش‌ فشاردهید.
۴) یک‌ لیوان‌ آب‌ را به‌ سرعت‌ بنوشید.
۵) نان‌ خشک‌ یا یخ‌ خرد شده‌ قورت‌ دهید.
۶) زبان‌ خود را به‌ ملایمت‌ بکشید.
۷) بازی `` پول من رو تو برداشتی ؟ `` با طرف (حواس پرت کردن)
۸) چشمان‌ خود را ببندید و فشار ملایمی‌ را به‌ کره‌های‌ چشم‌ وارد کنید.
۹) یک‌ قاشق‌ چایخوری‌ شکر خشک‌ بخورید.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
پوکی استخوان (Osteoprosis)یک بیماری شایع متابولیک استخوان بوده و در آن کاهش عمومی و شدید در توده استخوانی (پوک شدن استخوان) بوجود می‌آید. که در آن عناصر تشکیل دهنده استخوان از نظر کیفیت تغییر نمی‌کند، ولی از نظر کمیت کاهش می‌یابد. در این بیماری به فعالیت استئوکلاسته افزوده می‌شود. استئوپورزپیری ، پدیده فیزیولوژیکی نزد افراد مسن محسوب می‌شود. این بیماری وقتی بروز می‌کند که کاهش توده استخوان بیش از حد سریع باشد. در ضمن خانمها بسیار بیشتر از آقایان دچار پوکی استخوان می‌شوند. و همینطور با افزایش سن احتمال بروز پوکی استخوان بیشتر می‌شود.
● علل ابتلا به پوکی استخوان
آسیب شناسی دقیق استئوپورز ناشناخته است. عوامل مستعد کننده عبارتند از:
کاهش و از بین بردن فعالیت عضو به علت حرکت طولانی مدت.
رژیمهای غذایی با کمبود مواد پروتئین ، دریافت ناکافی کلسیم ، کمبود ویتامین D و مصرف زیاد کافئین.
▪ شروع یائسگی:
استروژن هورمون زنانه‌ای که از کاهش توده استخوان جلوگیری می‌کند. تولید استروژن در تخمدانها بعد از یائسگی متوقف می‌شود، ‌در نتیجه از دست رفتن توده استخوان تسریع می‌شود. زنانی که یائسگی زودرس دارند (قبل از ۴۵ سالگی)، مانند بانوانی که تخمدانهای آنها با جراحی از بدن خارج شده است، بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند.
▪ سابقه خانوادگی:
وراثت بر میزان استخوانهای شما و سرعت از دست رفتن آنها تاثیر دارند.
▪ استخوانهای کوچک:
بانوانی که دارای استخوانهایی کوچک بوده یا کوتاه قد و یا لاغر هستند به خاطر وجود توده استخوانی کمتر، ‌به بروز پوکی استخوان مستعد‌ترند.
▪ پیشنیه قومی:
بانوان اروپای شمالی یا آسیایی تبار بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند.
▪ بعضی بیماریها:
بیماریهایی نظیر تیروئید، کلیه و برخی سرطانها ممکن است به پوکی استخوان منتهی شوند. تجویز بعضی داروها به مدت طولانی مثل کورتیکواستروئیدها و هپارین.
● علایم بالینی
توده استخوانی هر فرد معمولا در ۳۰ تا ۳۵ سالگی به بیشترین میزان خود می‌رسد. پس از این سن ، کاهش توده استخوان به صورت یک روند طبیعی پیری آغاز می‌شود. ۵۰ درصد افراد بیش از ۶۵ درصد سال سفید پوست استئوپروز داشته و فقط در ۲۰ درصد از این افراد علایم بالینی وجود دارد. ۳۰ درصد افرادی که به سن ۷۵ سالگی رسیده‌اند، دچار شکستگی ناشی از استئوپروز می‌شوند. شایعترین علل این شکستگیها عبارتند از: جسم مهره‌ها ، لگن ، گردن ، استخوان ران ، انتهای فوقانی بازو و انتهای تحتانی ساعد ، علاوه بر شکستگیهای این بیماران از درد کمر ، پشت و قوز‌دار شدن پشت شکایت دارند. ولی برخلاف استئومالاسی ، مبتلایان از ضعف عمومی و ضعف عضلانی شکایتی ندارند.
در بعضی از موارد استئوپروز و استئومالاسی تواما وجود دارد. دفورمیتی قفسه سینه به صورت کوتاهی قامت ، مشکل دولاشدن (خم شدن به سمت جلو) ، کیفوز مشخص ستون مهره‌ای سینه‌ای که ممکن است در پشت ایجاد شود. بدشکلی ستون مهره‌ای و فضای دنده‌ای ممکن است باعث نارسایی تنفسی شود.به علت ناتوانی در بهبودی از آسیب‌های وارده ممکن است دچار پوکی استخوان شوید، بدون آنکه از بیماری خود اطلاع داشته باشید به همین دلیل است که پوکی استخوان بیماری بی‌سر و صدا نامیده می‌شود.
● پوکی استخوان
در مراحل اولیه بروز پوکی استخوان،‌ علایم به ندرت ظاهر می‌شود، که این امر تشخیص بیماری را دشوار می‌کند. پوکی استخوان در مراحل بعدی موجب بروز مشکلات ذیل می‌شود. شکستگی مفاصل‌ ران ، کمر و ستون مهره‌ها که غالبا این اولین علامت است. کمردرد شدیدی در یک نقطه خاص که نشانه یک شکستگی می‌باشد. قوز کردن پشت که موجب انحنای پشت یا قوز درآوردن می‌شود. کوتاه شدن قد در اثر پوکی استخوان در طی سالهای متمادی ایجاد می‌شود.
● عوامل خطری قابل کنترل
▪ وزن:
وزن کم بانوان بسیار لاغر که عادت ماهانه آنها را مختل کند، این خانمها در معرض خطر پوکی استخوان قرار می‌گیرند، (زنانی که دارای اضافه وزن هستند معمولا در معرض خطر نیستند ولی احتمال ابتلاء به ناراحتیهای دیگر در آنها زیادتر است).
▪ ورزش نکردن:
نداشتن فعالیت، کاهش توده استخوان را تسریع می‌کند. ورزش مناسب به افزایش مقدار استخوان و سلامتی بیشتر شما کمک می‌کند. مصرف مشروب و یا نوشابه‌های کافئین‌دار این مواد در استفاده بدن شما از کلیسم اختلال ایجاد می‌کنند. همچنین افرادی که مشروب مصرف می‌کنند غالبا برنامه غذایی نامناسبی داشته و کم ورزش می‌کنند.
کمبود کلسیم در برنامه غذایی: کلسیم استخوانها را قدرتمند می‌کند. اگر به قدر کافی کلسیم مصرف نمی‌کنید بدن شما سلولهای استخوانی را تخریب می‌کند تا کلسیم مورد نیاز خود را به دست آورد.
▪ سیگار کشیدن:
زنانی که سیگار می‌کشند بیشتر از خانمهایی که سیگار نمی‌کشند دچار پوکی استخوان (و سایر بیماریها) می‌شوند.
بعضی داروهای تجویزی نظیر کورتیکواستروئیدهای خوراکی که معمولا برای درمان آسم و آرتروز مصرف می‌شود.
برنامه غذایی پروتئین - کمبود ویتامین D (ویتامین D به بدن شما کمک می‌کند تا از کلسیم برای ساختن استخوانهای محکم استفاده کنید).
● ارزیابی تشخیصی
▪ علایم رادیولوژی
کاهش تراکم استخوان ، همچنین کاهش تعداد و صفحات تیغه‌های استخوان که بخصوص در جسم مهره‌ها ، گردن و استخوان ران مشهود است. فضای بین مهره‌ای افزایش یافته و سطح بالایی و پایینی جسم مهره گرد می‌شود. شکستگی مرضی در مهره‌ها باعث مقعرالطرفین شدن شکل آنها می‌گردد.
▪ علایم آزمایشگاهی
کلسیم ، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرم طبیعی است. بیوپسی استخوان به تشخیص کمک می‌کند.
▪ آزمایشهای سنجش تراکم استخوان
این آزمایشها برای تشخیص و پیگیری درمان پوکی استخوان ،‌ دقیقتر از عکسبرداری با اشعه هستند. پرتوهای ایکسمعمولا برای تشخیص پوکی استخوان مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. این پرتوها که به دلایل دیگری استفاه می‌شود ممکن است پوکی استخوان را نیز در حالتی که حدود ۲۵ تا ۴۰ درصد توده استخوان از بین رفته باشد نشان دهد. بله ولی این امر دشوار است در بیشتر موارد پوکی استخوان تشخیص داده نمی‌شود تا این که فرد دچار شکستگی استخوان شود.
● شیوه درمان
در صورت مشخص بودن علت استئوپروز باید آن را درمان کرد. هدف از درمان ، جلوگیری از پیشرفت بیماری و کمک به بهبود آن می‌باشد. تغییر در رژیم غذایی ، مواد پروتئینی ، کلسیم مکمل ، املاح و ویتامین‌ها و مخصوصا ویتامین D باید، مقدار کافی از راه غذایی و دارویی به این بیماران داده شود. کلسی تونین ، از دست دادن استخوان را مهار می‌کند. تجویز استروژن یا استروژن همراه با پروژسترون و اندروژن و املاح فلوئور در درمان این بیماران موثر است. اگر چه از علایم هشدار دهنده مهم در شما بروز نکرده باشد، ممکن است مبتلا به پوکی استخوان شده باشید. گرچه پوکی استخوان را نمی‌توان بطور قطعی درمان کرد، ولی درمان نسبی آن امکانپذیرست.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
دید کلی
دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شریانها ، وریدها ، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع می‌گردند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک ، شریانچه‌ها را بوجود می آورند. شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند. مبادله مواد بین خون و سلول‌های اندامهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد.
پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچه منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب بر می‌گردد پس از مبادله مواد بین خون و محیط خارج سلولی ، در سطح مویرگها ، خون مویرگی به ترتیب از طریق وریدچه‌ها ، وریدهای متوسط و وریدهای بزرگ به قلب منتقل می‌شود. وریدها در هر ارگان معمولا همراه با شریانهای مربوطه می‌باشند و قطر آنها بزرگتر از شریانها است. دیواره سیاهرگها همیشه نازکتر و لایه خارجی ضخیم‌تر می‌باشد. قطر سیاهرگ ۹ -۱ میلیمتر می‌باشد.
۱) وریدهای بزرگ
در سیاهرگهای بزرگ نظیر بزرگ سیاهرگها (Vena Cava) لایه داخلی از آندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیال نسبتا ضخیم تشکیل شده است. لایه میانی و لایه داخلی ضخیم ترین لایه می‌باشد. لایه خارجی وریدهای بزرگ حاوی دسته‌ای از عضلات صاف طولی ، الیاف کلاژن و الاستیک می‌باشد. >
۲) وریدهای متوسط
در وریدهای متوسط نظیر وریدهای جلدی و اندامی، از نظر ساختمانی لایه داخلی نازک ، لایه میانی در مقایسه با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم و لایه داخلی عمدتا از الیاف کلاژن طولی و الیاف الاستیک پراکنده تشکیل شده و بطور واضحی ضخیم‌تر از لایه میانی می‌باشد. این وریدها دارای دریچه‌هایی (Valves) هستند. دریچه‌ها از دو چین نیم هلالی لایه داخلی ، که غنی از رشته‌های الاستیک می‌باشند، تشکیل شده اند، و در هر سطح ، آندوتلیوم آنها را می‌پوشاند. این دریچه‌ها باعث رفتن خون وریدی به طرف قلب می‌شوند و از بازگشت آن جلوگیری می‌کنند. نیروی پیش برنده قلب ، توسط انقباض عضلات اسکلتی اطراف این وریدها تقویت می‌شود.
۳) وریدچه‌ها
وریدچه‌ها یا ونولها عروقی هستند به قطر ۱-۰.۲ میلیمتر که در آنها لایه داخلی از یک ردیف سلول آندوتلیال و غشا پایه تشکیل شده است. لایه میانی بسیار نازک و حاوی ۳-۱ لایه عضلانی و یا در مواردی فاقد عضله می‌باشد. لایه خارجی که ضخیم‌ترین لایه می‌باشد عمدتا حاوی الیاف عمدتا الیاف کلاژن است. وریدیچه‌های مرتبط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی شبیه مویرگها هستند و دارای دو عمل مهم می‌باشند:
۱) چون فشار خون در این وریدچه‌ها پایینتر از مویرگها می‌باشد، این امر به برگشت مایعات خارج شده از مویرگها به سیستم گردش خون کمک می‌کند.
۲) افزایش نفوذپذیری این وریدچه‌ها در پاسخ به هیستامین و سایر مواد سبب می‌شود که در واکنشهای التهابی نیز دخیل باشند. وریدچه‌های پشت مویرگی در اعضای لنفاوی ساختمان ویژه‌ای دارند که خروج لنفوسیتها را از آنها امکان‌پذیر می‌سازد.
۱) شریانهای الاستیک
این شریانها شامل آئورت و شاخه‌های اصلی آن در مجاورت قلب و اغلب سرخرگهای ریوی می‌باشد. طبقه داخلی در این شریانها از سلولهای آندوتلیال و لایه زیرآندوتلیال حاوی تعدادی فیبروبلاست تشکیل شده است. طبقه میانی ضخیم‌ترین لایه بوده و از الیاف الاستیک و عضلات صاف پراکنده و کلاژن ساخته شده ، طبقه خارجی از الیاف کلاژن ، الیاف الاستیک پراکنده و فیبروبلاستها تشکیل شده است. سرخرگهای الاستیک با توجه به خاصیت ارتجاعی دیواره خود که به سادگی اتساع می‌یابند، باعث می‌شوند که خون پمپ شده بطور متناوب از قلب به جریان پیوسته تبدیل گردد.
۲) شریانهای عضلانی >
این شریانها که از انشعابات شریانهای الاستیک و کوچکتر از آنها هستند، به شریانهای متوسط یا توزیع کننده نیز موسومند. لایه داخلی در این رگها مشابه سرخرگهای الاستیک است. لایه میانی عمدتا صاف حلقوی و مارپیچی تشکیل شده است. بطور پراکنده در بین سلولهای عضلانی ، الیاف الاستیک هم دیده می‌شود. لایه خارجی در این شریانها ، از الیاف کلاژنی که بطور طولی قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. شریانهای عضلانی با انقباض یا انبساط عضلات صاف لایه میانی خود ، می‌توانند مقدار خون اندامها را کنترل کنند.
۳) شریانچه‌ها
شریانچه‌ها یا آرتریولها ، کوچکترین انشعابات شریانها هستند که قطر آنها بطور کلی از ۰.۵ میلیمتر کمتر است و نهایتا به مویرگها منتهی می‌شوند. لایه داخلی متشکل از آندوتلیوم و لایه زیر‌آندوتلیالی ظریف است. طبقه میانی از یک یا چند لایه عضلات صاف حلقوی و لایه خارجی از بافت پیوندی شل تشکیل یافته اشت. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها می‌تواند قطر رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به موئینه‌ها و یا مت آتریولها (Metarteriole) ختم می‌شوند. موئینه‌ها از مویرگها بزرگتر هستند.
۱) مویرگهای پیوسته (Continuous Copillaries)
مویرگهای پیوسته یا سوماتیک بوسیله عدم وجود منفذ در دیواره‌شان مشخص می‌شوند، بوسیله اتصال محکم به یکدیگر چسبیده‌اند. این نوع مویرگها در انواع مختلف عضله ، بافت همبند ، غدد برون ریز (اگزوکرین) و سیستم عصبی دیده می‌شود. در برخی مناطق به غیر از بافت عصبی ، وزیکولهای پینوسیتوزی متعددی در هر دو سطح سلول آندوتلیال دیده می‌شوند. این وزیکولها به صورت منفذ در سیتوپلاسم این سلولها دیده می‌شوند و مسئول انتقال درشت مولکولها در هر دو جهت در سیتوپلاسم آندوتلیوم می‌باشند.
۲) مویرگهای منفذدار (Fenestrated capillaries)
به مویرگهایی اطلاق می‌شود که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذی به قطر ۸۰ - ۶۰ میکرومتر می‌باشد. بایستی توجه داشت که در مویرگهای منفذدار تیغه پایه فاقد منفذ بوده و یکپارچه است. مویرگهای منفذدار در بافتهایی یافت می‌شوند که تبادل مواد بین بافت و خون سریع است که بیشتر در پانکراس ، لوله گوارش و غدد آندوکرین دیده می شوند. در این مویرگها منافذ سلولها توسط لایه نازکی به نام دیافراگم پوشیده شده‌اند که نفوذ‌پذیری آنها نسبت به غشا و سلول زیادتر است.
۳) سینوزوئیدها (Sinusoids)
مویرگهایی بسیار وسیع (تا ۴۰ میکرومتر) و دارای شکل نامنظم می‌باشند که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذ بدون دیافراگم و تیغه پایه آنها غیر ممتد است. علاوه بر این ، وجود فضاهای بزرگ بین سلولهای آندوتلیال باعث می‌شود که نه تنها پلاسما بلکه سلولهای خونی نیز از آن فضاها به بیرون راه یابند که این فضاها گاها بوسیله ماکروفاژها اشغال می‌شوند، سینوزوئیدها در کبد ، مغز استخوان و طحال دیده می‌شوند. این مویرگها دارای مسیر پرپیچ و خمی هستند و گردش خون در آنها آهسته می‌باشد. >
▪ اعمال مویرگها
ـ مویرگها رابط بین شریانچه‌ها و وریدچه‌ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک و کاهش سرعت جریان خون در آنها مناسبترین محل برای مبادله مواد غذایی ، اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشند. مبادله مواد از طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد. عبور مواد و کلوسیتهای خون از اتصالات بین سولهای آندوتلیال تحت تاثیر موادی نظیر هیت‌مین و برادی‌کینین که در شرایط التهابی بطور موضعی ترشح می‌گردند، افزایش می‌یابد.
ـ سلولهای آندوتلیال پوشاننده مویرگها اعمال دیگری نیز انجام می‌دهند که مهمترین آنها عبارتند از: تبدیل آنژیوتانسین I غیر فعال به آنژیوتانسین II فعال می‌باشد که موجب بالا رفتن فشار خون می‌گردد ، غیر فعال کردن موادی نظیر برادی کینین ، پروستاگلاندین‌ها ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ترومبین ، لیپولیز و جلوگیری از تشکیل ترومبوز (لخته در داخل رگهای خونی) و تبدیل آنها به مواد بی‌اثر.
● قلب >
قلب عضوی است که با انقباضات منظم خود خون را به داخل دستگاه گردش خون پمپ میکند. جدار قلب مانند رگهای خونی از سه لایه تشکیل شده است. لایه داخلی یا اندوکاردیوم ، لایه میانی یا میوکاردیوم و لایه خارجی یا اپی کاردیوم. لایه خارجی خود دو لایه است که پریکارد نام دارد. یک لایه این پرده دو لایه به دیواره حفره دور قلبی چسبیده و لایه جداری نام دارد. لایه دیگر آن به سطح قلب چسبیده و لایه احشایی یا اپی کاردیوم نامیده میشود.
● رگهای لنفی
به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم عصبی مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها بافتهای همراه و به موازات رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را از بافتها جمع آوری و به سیستم گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
کم‌ خونی ‌ANEMIA
کم‌ خونی‌ وضعیتی‌ است‌ که‌ در آن‌ تعداد یا اندازه‌ گلبول‌های‌ قرمز و یا مقدار هموگلوبین‌موجود در خون‌ کاهش‌ یافته‌ و تبادل‌ اکسیژن‌ و دی‌اکسید کربن‌ بین‌ خون‌ و سلول‌ها دچاراختلال‌ می‌شود. از علل‌ ایجاد کننده‌ کم‌خونی‌ می‌توان‌ کمبودهای‌ تغذیه‌ای‌، خونریزی‌،ناهنجاری‌های‌ ژنتیکی‌، بیماری‌های‌ مزمن‌ و یا مسمومیت‌های‌ دارویی‌ را نام‌ برد. منظور ازکم‌خونی‌های‌ تغذیه‌ای‌ کم‌ خونی‌هایی‌ است‌ که‌ در اثر دریافت‌ ناکافی‌ مواد مغذی‌ ایجادمی‌شوند.
خون‌ سازی‌ که‌ کمبود آن‌ها موجب‌ بروز کم‌ خونی‌ می‌شود از مهم‌ترین‌ مواد مغذی‌جهت‌ آن‌ها کم‌ خونی‌ ناشی‌ از آهن‌ و اسیدفولیک‌ اشاره‌ کرد. از بین‌B۱۲ ویتامین‌ می‌توان‌ به‌آهن‌، فقر آهن‌ یکی‌ از شایع‌ترین‌ کم‌خونی‌های‌ تغذیه‌ای‌ است‌.
● کم‌خونی‌ ناشی‌ از فقر آهن‌
شایع‌ترین‌ اختلالات‌ تغذیه‌ای‌ در کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ و مهم‌ترین‌ علت‌ فقر آهن‌یکی‌ از تغذیه‌های‌ در کودکان‌ و زنان‌ در سنین‌ باروری‌ است‌ که‌ با ایجاد گلبول‌های‌ قرمزکم‌خونی‌ کاهش‌ میزان‌ هموگلوبین‌ مشخص‌ می‌شود که‌ این‌ بیماری‌ سبب‌ اتلاف‌ منابع‌ وکوچک‌ و بهداشتی‌، کاهش‌ بهره‌وری‌ در اثر افزایش‌ میزان‌ مرگ‌ و میر ابتلا به‌ بیماری‌ درمراقبت‌های‌ مادران‌ و کودکان‌ و بالاخره‌ کاهش‌ طرفیت‌ جسمی‌ و روانی‌ در بخش‌ بزرگی‌ ازجامعه‌ می‌شود
● میزان‌ نیاز به‌ آهن‌
براساس‌ سن‌، جنس‌ و وضعیت‌ فیزیولوژیکی‌ افراد متفاوت‌ است‌. مثلاً میزان‌ نیاز به‌ آهن‌ و افزایش‌ حجم‌ خون‌، رشد جنین‌ و جفت‌ و سایر بافت‌ها زنان‌ باردار به‌ علت‌ به‌همین‌ دلیل‌ بیش‌ از سایرین‌ در معرض‌ خطر کم‌ خونی‌ قرار دارند. در شیرخواران‌ نیاز دارند. درصورت‌ سلامت‌ مادران‌، میزان‌ آهن‌ موجود در شیر مادر برای‌ ۶-۴ ماه‌ اول‌ زندگی‌ کافی‌، ولی‌در مورد نوزادانی‌ که‌ با وزنت‌ کم‌ متولد می‌شوند، ذخایر آهن‌ کم‌ بود و باید از ۳ ماهگی‌ آهن‌اضافی‌ به‌ صورت‌ قطره‌ خوراکی‌ خورانده‌ شود. همچنین‌ بستن‌ پیش‌ از موقع‌ بند ناف‌ نیز به‌ این‌دلیل‌ که‌ نوزاد را از یک‌ سوم‌ کل‌ خونش‌ محروم‌ می‌کند، خطر فقر آهن‌ را افزایش‌ می‌دهد.
● دلایل‌ فقر آهن‌
دلایلی‌ گوناگونی‌ برای‌ کمبود آهن‌ وجود دارد که‌ ازو آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ علل‌ زیر اشاره‌کرد:
۱) دریافت‌ ناکافی‌ آهن‌ به‌ دلیل‌ رژیم‌ غذایی‌ مورد استفاده‌ که‌ در آن‌ آهن‌ کمی‌ وجوددارد، مانند بعضی‌ از رژیم‌های‌ گیاه‌ خواری‌.
۲) جذب‌ ناکافی‌ آهن‌ در اثر اسهال‌، کاهش‌ ترشح‌ اسید معده‌، مشکلات‌ گوارشی‌ یاتداخلات‌ دارویی‌ و داروهایی‌ مثل‌ کلستیرامین‌، سایمتیدین‌، پانکراتین‌، رانیتیدین‌ وتتراسایکلین‌).
۳) افزایش‌ نیاز به‌ آهن‌ برای‌ افزایش‌ حجم‌ خون‌ در دوران‌ نوزادی‌، نوجوانی‌، بارداری‌ وشیردهی‌.
۴) خون‌ریزی‌ زیاد در دوران‌ عادت‌ ماهانه‌ و یا در اثر جراحات‌ یا ناشی‌ از هموروئید(بواسیر) یا بیماری‌های‌ بدخیم‌ و انگل‌ها، کمبود آهن‌ در مردان‌ بزرگسال‌ معمولاً در اثر ازدست‌ دادن‌ خون‌ است‌.
● علایم‌ کم‌ خونی‌ ناشی‌ از فقر آهن‌
بعضی‌ از علایم‌ کم‌ خونی‌ فقر آهن‌ عبارتند از:
رنگ‌پریدگی‌ پوست‌، زبان‌ و مخاط‌ داخل‌ لب‌ و پلک‌ چشم‌ها، خستگی‌ زودرس‌،سرگیجه‌ و سردرد، خواب‌ رفتن‌ و سوزن‌ سوزن‌ شدن‌ دست‌ و پاها، حالت‌ تهوع‌ و در کم‌ خونی‌شدید گود شدن‌ روی‌ ناخن‌ (ناخن‌ قاشقی‌).
● درمان‌ کم‌خونی‌ ناشی‌ از فقر آهن‌
برای‌ درمان‌ کم‌ خونی‌ از چند روش‌ استفاده‌ می‌شود که‌ بهترین‌ و کم‌خطرترین‌ آن‌هااستفاده‌ از مکمل‌های‌ خوراکی‌ است‌. درمان‌ با نمک‌های‌ ساده‌ آهن‌ مثل‌ سولفات‌ فروی‌خوراکی‌ کاملاً مؤثر بوده‌ و به‌ شکل‌ قرص‌، کپسول‌ یا مایع‌ است‌ و باید مصرف‌ آن‌ها تا چندین‌ماه‌ ادامه‌ یابد.
چنان‌ که‌ این‌ قرص‌ها با معده‌ خالی‌ مصرف‌ شوند جذب‌ آن‌ها بهتر و بیشتر صورت‌می‌گیرد، ولی‌ در این‌ حالت‌ سبب‌ تحریک‌ معده‌ و بروز مشکلات‌ گوارشی‌ می‌شوند. عوارض‌گوارشی‌ ناشی‌ از مصر فآهن‌ نظیر تهوع‌، دل‌پیچه‌، سروزش‌ قلب‌، اسهال‌ یا یبوست‌ را می‌توان‌به‌ حداقل‌ رساند، به‌ شرطی‌ که‌ آهن‌ را با میزان‌ بسیار کم‌ مصرف‌ کرده‌ و به‌ تدریج‌ به‌ میزان‌ آن‌افزوده‌ تا به‌ حد مورد نیاز بدن‌ برسد. بهتر است‌ قرص‌ آهن‌ در آخر شب‌ قبل‌ از خواب‌ استفاده‌شود تا عوارض‌ ناشی‌ از آن‌ کاهش‌ یابند.
ویتامین‌ C جذب‌ آهن‌ را افزایش‌ می‌دهد، به‌ همین‌ دلیل‌ معمولاً مصرف‌ ویتامین‌ C به‌همراه‌ آهن‌ پیشنهاد می‌شود. علاوه‌ بر درمان‌ دارویی‌ باید به‌ میزان‌ آهن‌ قابل‌ جذب‌ در غذا نیزتوجّه‌ کرد. جذب‌ آهن‌ غذا اغلب‌ تحت‌ تأثیر شکل‌ آهن‌ موجود در آن‌ می‌باشد. آهن‌ موجوددر پروتئین‌های‌ حیوانی‌ مانند گوشت‌ گاو، ماهی‌، پرندگان‌ (آهن‌ هم‌) بیشتر جذب‌ می‌شود، درحالی‌ که‌ جذب‌ آهن‌ پروتئین‌های‌ گیاهی‌ ماندن‌ سبزی‌ها و میوه‌ها (آهن‌ غیرهم‌) کمتر می‌باشد.باید توجّه‌ داشت‌ که‌ ویتامین‌ C جذب‌ آهن‌ سبزی‌ها و میوه‌ها (آهن‌ غیرهم‌) را بیشتر می‌کند.مصرف‌ چای‌ همراه‌ یا بلافاصله‌ بعد از غذا می‌تواند جذب‌ آهن‌ را تا حد صفر تا پنج‌ درصدکاهش‌ دهد.
قهوه‌، تخم‌ مرغ‌، شیر و لبنیان‌، نان‌ گندم‌، حبوبات‌ (حاو؟ی‌ اسید فیتیک‌) و فیبرهای‌غذایی‌ جذب‌ آهن‌ را به‌ علت‌ تشکیل‌ کمپلکس‌های‌ نامحلول‌ کاهش‌ می‌دهند. بنابراین‌فرآورده‌های‌ حاوی‌ آهن‌، طی‌ یک‌ ساعت‌ قبل‌ یا دو ساعت‌ بعد ازو مصرف‌ هر یک‌ از این‌ موادنباید مصرف‌ شود.
● منابع‌ غذایی‌ آهن‌دار
منابع‌ غذایی‌ آهن‌دار عبارتند از جگر، قلوه‌، گوشت‌ قرمز، ماهی‌، زرده‌ تخم‌مرغ‌،سبزی‌های‌ دارای‌ برگ‌ سبز تیره‌ مانند جعفری‌، اسفناج‌ و حبوبات‌، مثل‌ عدس‌ و لوبیا همچنین‌میوه‌های‌ خشک‌ (برگه‌ها) بخصوص‌ برگه‌ زردآلو و دانه‌های‌ روغنی‌.
▪ عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ جذب‌ آهن‌ و منابع‌ غذایی‌ آن‌ها
۱) اسید سیتریک‌ و اسید اسکوربیک‌ یا ویتامین‌ C که‌ در آلو، خبرزه‌، ریواس‌، انبه‌،گلابی‌، طالبی‌، گل‌ کلم‌، سبزی‌ها، آب‌ پرتقال‌، لیمو شیرین‌، لیموترش‌، سیب‌ و آناناس‌ وجوددارند می‌توانند عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ جذب‌ آهن‌ در بدن‌ باشند.
۲) اسید مالیک‌ و اسید تارتاریک‌ که‌ در هویج‌، سیب‌ زمینی‌، چغندر، کدوتنبل‌،گوجه‌فرنگی‌، کلم‌ پیچ‌ و شلغم‌ موجود است‌ نیز سبب‌ افزایش‌ جذب‌ آهن‌ می‌شوند.
۳) محصولات‌ تخمیری‌ مثل‌ سس‌، سویا نیز در این‌ دسته‌ از عوامل‌ گنجانده‌ می‌شود.
● توصیه‌های‌ کلی‌ زیر را به‌ کار ببندید:
۱) استفاده‌ از غذاهایی‌ که‌ غنی‌ از آهن‌ می‌باشند.
۲) استفاده‌ از منابع‌ غذایی‌ حاوی‌ ویتامین‌ C هر وعده‌ غذایی‌ جهت‌ جذب‌ بهتر آهن‌(مثل‌:: پرتقال‌، گریب‌فروت‌، گوجه‌فرنگی‌، کلم‌، توت‌فرنگی‌، فلفل‌ سبز، لیموترش‌).
۳) گنجاندن‌ گوشت‌ قرمز، ماهی‌ یا مرغ‌ در برنامه‌ غذایی‌.
۴) پرهیز از مصرف‌ چای‌ یا قهوه‌ همراه‌ یا بلافاصله‌ بعد از غذا.
۵) برطرف‌ کردن‌ مشکلات‌ گوارشی‌ و یبوست‌.
۶) تصحیح‌ عادات‌ غذایی‌ غلط‌ (مثل‌ مصرف‌ مواد غیر خوراکی‌ مانند خاک‌، یخ‌) که‌خود از علایم‌ کم‌خونی‌ فقر آهن‌ می‌باشند.
۷) مشاوره‌ با پزشک‌ و متخصص‌ تغذیه‌ جهت‌ پیشگیری‌ به‌ موقع‌ و یا بهبود کم‌خونی‌.
۸) استفاده‌ از نانهایی‌ که‌ از خیر ورآمده‌ تهیه‌ شده‌اند.
۹) استفاده‌ از خشکبار مثل‌ توت‌ خشک‌، برگه‌ آلو، انجیر خشک‌ و کشمش‌ که‌ منابع‌خوبی‌ از آهن‌ هستند.
۱۰) استفاده‌ از غلات‌ و حبوبات‌ جوانه‌ زده‌.
۱۱) شست‌وشو و ضد عفونی‌ کردن‌ سبزی‌هایی‌ که‌ استفاده‌ می‌کنید.
۱۲) شستن‌ کامل‌ دستها با آب‌ و صابون‌ قبل‌ از تهیه‌ و مصرف‌ غذا و پس‌ از هر بار اجابت‌مزاج‌.
۱۳) مصرف‌ روزانه‌ یک‌ قرص‌ آهن‌ از پایان‌ ماه‌ چهارم‌ بارداری‌ تا سه‌ ماه‌ پس‌ از زایمان‌در زنان‌ باردار.
۱۴) مصرف‌ قطره‌ آهن‌ همزمان‌ با شروع‌ تغذیه‌ تکمیلی‌ تا پایان‌ ۲ سالگی‌ در کودکان‌.
● دلایل‌ بروز کم‌ خونی‌
عارضه‌ کم‌ خونی‌ زمانی‌ بروز می‌کند که‌ خون‌ فاقد هموگلوبین‌ کافی‌ است‌. هموگلوبین‌ به‌گلبول‌های‌ قرمز خون‌ در حمل‌ اکسیژن‌ از ریه‌ها به‌ تمام‌ اندام‌های‌ بدن‌ کمک‌ می‌کند.
▪ کم‌ خونی‌ انواع‌ مختلفی‌ دارد که‌ هر کدام‌ به‌ دلایل‌ مختلف‌ بروز می‌کنند و به‌ اختصار درذیل‌ معرفی‌ شده‌اند:
۱) کم‌ خونی‌ ناشی‌ از فقر آهن‌ (IDA):
این‌ نوع‌ کم‌ خونی‌ از شایع‌ترین‌ انواع‌ این‌ بیماری‌ است‌. فقر آهن‌ زمانی‌ بروز می‌کند که‌ بدن‌فاقد آهن‌ کافی‌ است‌.
بدن‌ برای‌ ساختن‌ هموگلوبین‌ به‌ آهن‌ نیاز دارد. این‌ حالت‌ معمولاً در اثر از دست‌ دادن‌خون‌ به‌ دلیل‌ مشکلاتی‌ همچون‌ عادت‌ ماهانه‌ طولانی‌ و سنگین‌، زخم‌های‌ داخلی‌، پولیپ‌های‌روده‌ یا سرطان‌ روده‌ بروز می‌کند.
همچنین‌، رژیم‌ غذایی‌ فاقد آهن‌ کافی‌ می‌تواند منجر به‌ بروزو این‌ حالت‌ شود. در دورهٔ‌بارداری‌ نیز عدم‌ وجود آهن‌ کافی‌ برای‌ مادر و جنین‌ موجب‌ کم‌ خونی‌ از نوع‌ فقر آهن‌ می‌شود.
بدن‌ می‌تواند با مصرف‌ مواد غذایی‌ مانند گوشت‌ گاو، صدف‌های‌ خوراکی‌، اسفنجاج‌،عدس‌، سیب‌زمینی‌ کباب‌ شده‌ با پوست‌ و تخمه‌ گل‌ آفتابگردان‌، آهن‌ مورد نیاز خود را به‌دست‌ آورد.
۲) کم‌ خوزنی‌ مگالوبلاستیک‌ یا فقر ویتامین‌
این‌ نوع‌ کم‌ خونی‌ معمولاً در اثر کمبود فولیک‌ اسید یا ویتامین‌ B۱۲ بروز می‌کند. این‌ویتامین‌ها به‌ بدن‌ در سالم‌ نگهداشتن‌ خون‌ یا سیستم‌ عصبی‌ کمک‌ می‌کنند. در این‌ نوع‌ کم‌خونی‌، بدن‌ گلبول‌های‌ قرمز خونی‌ تولید می‌کند که‌ نمی‌توانند اکسیژن‌ را به‌ خوبی‌ تحویل‌دهند.
قرص‌های‌ مکمل‌ حاوی‌ فولیک‌ اسید می‌توانند این‌ نوع‌ کم‌ خونی‌ را درمان‌ کنند. فولیک‌اسید را همچنین‌ می‌توان‌ از مصرف‌ دانه‌ها و بنشن‌ها، مرکبات‌ و آب‌ میوه‌ها، سبوس‌ گندم‌ وسایر غلات‌، سبزیجات‌ برگ‌ پهن‌ و سبز تیره‌، گوشت‌ طیور، صدف‌ و کبد به‌ دست‌ آورد.
گاهی‌ اوقات‌ ممکن‌ است‌ یک‌ متخصص‌ نتواند تشخیص‌ دهد که‌ علت‌ این‌ بیماری‌ کمبودویتامین‌ B۱۲ است‌. این‌ حالت‌ معمولاً در افراد مبتلا به‌ کم‌ خونی‌ وخیم‌ بروز می‌کند که‌ درحقیقت‌ نوعی‌ بیماری‌ خودایمنی‌ است‌. عدم‌ دریافت‌ ویتامین‌ B۱۲ کافی‌ می‌تواند موجب‌کرخی‌ و بی‌حسی‌ دست‌ها و پاها، مشکلات‌ در راه‌ رفتن‌، از دست‌ دادن‌ حافظه‌ و مشکلات‌بینایی‌ شود. نوع‌ درمان‌ بستگی‌ به‌ عامل‌ مولد بیماری‌ دارد، اما به‌ هر حال‌ مصرف‌ ویتامین‌ B۱۲ضروری‌ است‌.
۳) بیماری‌های‌ نهفته‌
بیماری‌های‌ خاصی‌ وجود دارند که‌ می‌توانند به‌ توانایی‌ بدن‌ در تولید گلبول‌های‌ قرمزخونی‌ آسیب‌ برسانند. برای‌ مثال‌، افراد منبتلا به‌ بیماری‌های‌ کلیوی‌ به‌ ویژه‌ بیمارانی‌ که‌ دیالیزمی‌شودن‌ در معرض‌ ابتلا به‌ کم‌ خونی‌ قرار دارند. کلیه‌های‌ این‌ بیماران‌ قادر به‌ ترشح‌هورمونهای‌ کافی‌ برای‌ تولید گلبول‌های‌ خونی‌ نبوده‌ و در هنگام‌ دیالیز نیز آهن‌ از دست‌می‌دهند.
۴) بیماری‌های‌ خونی‌ ارثی‌
اگر در خانواده‌ سابقه‌ بیماری‌ خونی‌ وجود داشته‌ باشد، احتمال‌ ابتلا به‌ آن‌ در افراد دیگرنیز افزایش‌ می‌یابد. یکی‌ از امراض‌ خونی‌ ارثی‌ کم‌ خونی‌ گلبول‌های‌ داسی‌ شکل‌ است‌. به‌جای‌ تولید گلبول‌های‌ قرمز خونی‌ طبیعی‌ که‌ به‌ راحتی‌ درون‌ رگ‌های‌ خونتی‌ حرکت‌می‌کنند، گلبول‌های‌ داسی‌ شکل‌ حرکت‌ سختی‌ داشته‌ و دارای‌ لبه‌های‌ خمیده‌ هستند. این‌گلبول‌ها نمی‌توانند در رگ‌های‌ خونی‌ ظریف‌ به‌ آسانی‌ حرکت‌ کنند و در نتیجه‌ مسیر رسیدن‌خون‌ به‌ اعضای‌ بدن‌ را مسدود می‌کنند. بدن‌ گلبول‌های‌ قرمز داسی‌ شکل‌ را نابود می‌کند، امانمی‌توادن‌ با سرعت‌ کافی‌ انواع‌ طبیعی‌ و سالم‌ جدیدی‌ را تولید کند. این‌ امر موجب‌ بروز کم‌خونی‌ می‌شود. نوع‌ دیگری‌ از کم‌خونی‌ ارثی‌ تالاسمی‌ است‌. تالاسمی‌ زمانی‌ بروز می‌کند که‌بدن‌ ژن‌های‌ ویژه‌ای‌ را از دست‌ می‌دهد و یا ژن‌های‌ غیرطبیعی‌ مختلف‌ از والدین‌ به‌ کودک‌ارث‌ می‌رسد که‌ به‌ نحوه‌ تولید هموگلوبین‌ تأثیر منفی‌ می‌گذارند.
۵) کم‌خونی‌ آپلاستیک‌
نوع‌ نادری‌ از کم‌ خونی‌ است‌ و زمانی‌ بروم‌ می‌کند که‌ بدن‌ به‌ اندازه‌ کافی‌ گلبول‌ قرمزتلوید نمی‌کند. از آن‌ جا که‌ این‌ امر بر گلبول‌های‌ سفید نیز تأثیر می‌گذارد، از این‌ خطر بالای‌بروز عفونت‌ها و خونریزی‌های‌ غیرقابل‌ توقف‌ می‌شود. این‌ حالت‌ دلایل‌ مختلفی‌ دارد که‌عبارتند از:
الف‌) روش‌های‌ درمانی‌ سرطان‌ها (پرتودرمانی‌ و شیمی‌درمانی‌.
ب‌) قرار گرفتن‌ در معرض‌ مواد شیمیایی‌ سمی‌. (مانند مواد مورد استفاده‌ در برخی‌حشره‌کش‌ها، رنگ‌ و پاک‌ کننده‌ها و شوینده‌های‌ خانگی‌.
پ‌) برخی‌ داروها (مانند داروهای‌ مخصوص‌ درمان‌ روماتیسم‌ مفصلی‌.)
ث) عفونت‌های‌ ویروسی‌ که‌ بر تراکم‌ استخوانی‌ تأثیر می‌گذارند.
نوع‌ درمان‌ بستگی‌ به‌ میزان‌ حاد بودن‌ کم‌ خونی‌ دارد. این‌ بیماری‌ را می‌توان‌ با تعویض‌خون‌، مصرف‌ دارو و یا پیوند مغز استخوان‌ درمان‌ کرد. کم‌خونی‌ برای‌ پیشرفت‌ در بدن‌ به‌ گذرزمان‌ احتیاج‌ دارد. در آغاز ممکن‌ است‌ هیچ‌ علایمی‌ بروز نکند و یا علایم‌ بیماری‌ بسیارخفیف‌ باشد، اماب‌ ا پیشرفت‌ بیماری‌ می‌توان‌ شاهد علایمی‌ ون‌ خستگی‌، ضعف‌، عدم‌توانایی‌ در کار و تحصیل‌، کاهش‌ دمای‌ بدن‌، پریدگی‌ رنگ‌ پوست‌، ضربان‌ قلب‌ سریع‌، کوتاهی‌تنفس‌ها، درد سینه‌، سرگیجه‌، تحریک‌پذیری‌، کرخی‌ و سردی‌ دست‌ها و پاها و سردرد بود.تشخیص‌ این‌ بیماری‌ با انجام‌ یک‌ آزمایش‌ خون‌ امکان‌پذیر است‌. در صورت‌ مثبت‌ بودن‌جواب‌ آزمایش‌ و ابتلا به‌ کم‌خونی‌ انجام‌ آزمایشات‌ دیگری‌ نیز برای‌ تشخیص‌ نوع‌ آن‌ضروری‌ است‌. انتخاب‌ نوع‌ درمان‌ آم‌ خونی‌ بستگی‌ به‌ علت‌ بروز آن‌ دارد. برای‌ مثال‌، نحوهٔ‌درمان‌ کم‌خونی‌ گلبول‌های‌ داسی‌ شکل‌ با نحوه‌ درمان‌ کم‌ خونی‌ ناشی‌ از رژیم‌ غذایی‌ فاقدآهن‌ یا فولیک‌ اسید متفاوت‌ است‌. از این‌ رو برای‌ کشف‌ بهترین‌ روش‌ معالجه‌ باید به‌ متخصص‌مربوطه‌ مراجعه‌ کرد.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
لوئی پاستور یکی از بزرگترین دانشمندان جهان است که با کشف خود مبنی براینکه باکتریها عامل بیماریهاست، جان بیشماری را از مرگ نجات داد. او در ۲۷دسامبر سال ۱۸۲۲در شاتوویل نوولتان(ایالت ژور) در خانواده یک گروهبان مستعفی از ارتش شکست خورده ناپلئون بنام ژان ژوزف پاستور به دنیا آمد. پدر پدربزرگش هنگامی که به سالَن لبن مهاجرت کرد به شغل دباغی پرداخت. لوئی پاستور پس از گذراندن دو سال تحصیل در دبستان بعنوان شاگرد روزانه وارد کولژآربوا شد. در این دوران نبوغ خاصی در وی مشاهده نمی شد.شاگردی بود که از حد متوسط کمی بهتر بود. چیزی که شاید دراین دوران شاید چشم گیر بود استعداد هنری اش بود. در سال ۱۸۴۳برای دومین سال پیاپی در امتحانات ورودی دانش سرای عالی فرانسه شرکت کرد و پس از تلاش و کوشش فراوان وارد این دانش سرا شد.در ۲۶ سالگی(۱۸۴۸) سمت استاد شیمی در دانشگاه استراسبورگ را به دست آورد. او با تهیه و نوشتن رساله هایی درباره فیزیک و شیمی درجه دکتری خود را گرفت. وی در این زمان با نوشتن نامه ای به رئیس دانشگاه استراسبورگ تقاضای ازدواج با دخترش را می کند. لوئی پاستور۲۶ ساله و ماری لوران ۲۲ ساله،در روز ۲۹ مه ۱۸۴۹ با هم ازدواج کردند. پس از ازدواج، همسرش خود را وقف پاستور میکند و علاقه شدید و جذب شدن او به کارش را تحمل میکند و گاهی هم سمت منشیگری و تندنویس او را بر عهده می گیرد. انها دارای سه دختر می شوند که هر سه آنها قبل از بلوغ می میرند، اما دختر چهارم زنده می ماند و آنها صاحب پسری بنام ژان باتیست می شوند که بعدها سیاستمدار می شود(این پسر در کودکی که به دست پاستور از مرگ نجات یافته بود ۵۰ سال بعد یعنی در سال ۱۹۴۰ که آلمانها به فرانسه تاختند و می خواستند در سردابی زا که پاستور در آنجا دفن بود را بگشایند و ژان بایست که نگهبان آنجا بود، مقاومت کرد و کشته شد!). پاستور پس از مدتی به فعالیت نورشناسی علاقمند می شود و در این زمینه تحقیقات فراوانی را انجام می دهد.
عمل تخمیر موردتوجه پاستور قرار می گیرد، او متوجه شد که تخمیر نتیجه عمل بعضی از موجودات ریز می باشد که پاستور وجود میکروبها را پیش کشید و دریافت کرد که تخمیر شیره چغندر قند در اثر فعالیت موجودات ذره بینی است که بصورت کپک می باشد. پاستور بیان کرد که چاننچه شراب در معرض هوا باشد، ترش می گردد و به سرکه تبدیل میگردد و مسئله«خود به خودی»را رد کرد و علت این فعل و انفعالات را موجودات ریزی بنام میکروب دانست و گفت شیر همانند شراب ترش نمی شود مگرآنکه موجودات ریزی داخل آن بشوند.این دانشمند بزرگ فرانسوی با این کشف بزرگ بزرگترین خدمت را به جهانیان کرد. پاستور نتایج مطالعات خود را در سوم اوت
۱۸۵۷به آکادمی علوم(لیل)ارائه کرد و ثابت کرد که مخمر احتیاج به اکسیژن دارد تا بتواند زندگی کند وی بیان کرد که پس از مرگ، موجودات ذره بینی بر روی جسد قرار می گیرند و از کمبود هوا استفاده کرده و به زاد و ولد می پردازند و جسد متعفن می شود و جسد تجزیه می شود و مواد حاصله مورد استفاده دیگر موجودات قرار می گیرد و حیات ادامه پیدا میکند. از جمله دیگر فعالیتهای علمی او در درمان هاری(RAGE) بود.هاری یک نوع بیماری است که بوسیله گاز گرفتن سگ،گربه،روباه و... به آدمی سرایت می کند. که مدت نهفتگی یعنی از گاز گرفتن تا علائم بیماری از ۱۲روز تا ۲ماه است. اکتشافات پاستور در مورد باکتریها و نیز برخی از بیماریها خدمت بزرگی به بشریت بود. در او اشتیاق به پاکی و پاکیزگی در حد وسواس بروز کرده بود. وی در حالی که در مورد کرم ابریشم مطالعه می کرد، ناگهان دچار خونریزی مغری شد و سمت چپ بدنش به کلی فلج گشت. او پس از درمان تا حدی بهبود یافت، اما سکته مغزی دیگری باعث شد تا گفتن و تحرکش مختل شود. او در هنگام مرگ بکلی فلج شده بود. لوئی پاستور در سال۱۸۹۵در پاریس در ۷۳ سالگی در گدشت. جسد او را در زیرزمین انستیتوی پاستور دفن کردند.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
رابرت کخ در هانوور متولد شد. وی در خانواده ای که دوازده فرزند داشتند، چشم به جهان گشود.او یکی از سیزده فرزند خانواده محسوب می شد. رابرت تحصیلات خود را گوتینگن به پایان رسانید. در سال ۱۸۶۶ درجه دکتری خود را از دانشگاه گوتینگن دریافت نمود. او در حال حاضر یکی از بزرگترین میکروب شناسان جهان است. در ابتدایِ کار رابرت کخ مثل دیگر دانشمندان بزرگ، نبوغی در وی دیده نمی شد و هیچ کسی فکر نمی کرد یا شاید به نظر نمی رسید که بتواند روزی همراه با پاستور علم جدید باکتری شناسی را بر پایه و اساس محکم بنا نهد. او پیوسته مایل به تحقیق بود و دوست داشت که مکتشف شود، ولی همسرش با این فکر و ایده او مخالفت می کرد. در سالهای جنگ بعنوان جراح در ارتش مشغول به کار شد. رابرت کخ در ابتدای مطالعات و آزمایشات خود، خون حیوان مبتلا به یک بیماری خاصی را مورد آزمایش قرار داد و متوجه شد که باسیلهایی در آن خون وجود دارند. به کمک باسیلها سرم سیاه زخم را کشف کرد. سپس یک باکتری ار به بدن موشی انتقال داد و مرتبا از موشی به موش دیگر منتقل کرد. در این انتقال ها پیوسته با سیل و افزایش تعداد روبه رو شد. او توانست میکروب را خارج از بدن موجود زنده کشف کند.این نخستین با بود که میکروب را در خارج از بدن موجود زنده تولید میکردند. او نتیجه مطالعات خود را در مجله ای منتشر کرده و نشان داد که به چه طریق می توان با رنگ کردن میکروب ها آنها را زیر میکروسکوپ مشاهده نمود. او به واسطه کشف خود، پزشک مشهوری شده بود و دیگر گمنام نبود و همه او را می شناختند. کخ اصول و قواعدی را بنیان نهاد و مشخص کرد که ابتدا باید میکروب را در بدن بیمار تشخیص داد و سپس آن را کشت داده و وارد بدن دیگری کرد، اگر بیماری اصلی دوباره بروز کرد در این صورت می توان میکروب اولیه را عامل بیماری زا دانست. وی در سال ۱۸۸۲ میکروب سل را کشف کرد و یک سال بعد اظهار کرد تلقیح سرم می توان از مبتلا شدن جانداران دیگر جلوگیری کرد. با تکنیکهای خاص خود موفق به شناخت بساری از بیماری های عفونی گشت.در سال ۱۸۹۱(؟) ریاست انستیتوی امراض عفونی را بدست آورد.کخ در سال ۱۸۹۳ برای تشخیص و مطالعه، طاعون و وبا به آسیا سفر کرد. کخ در زمینه بیماری خواب مطالعاتی را انجام داد و متوجه شد که علت بیماری خواب مگس تسه تسه می باشد. او در سال ۱۹۰۵ به اخذ جایزه نوبل نائل آمد. کخ در سالهای اواخر زندگی پربارش، به بیماری که خود میکروب آن را کشف کرده بود، مبتلا شد. این دانشمند بزرگ جهان در ۲۷ مه سال ۱۹۱۰ در اثر بیماری سل در سن شصت و پنج سالگی دیده از جهان فروبست.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1 PM |
رییس هیات مدیره انجمن صرع گفت: طبق بررسی‌های انجام شده با توجه به جمعیت كشور تقریبا نیم تا یك درصد جمعیت(۷۰۰ هزار نفر) مبتلا به بیماری صرع در كشور وجود دارند.
دكتر غلامرضا زمانی در همایش یك روزه انجمن صرع با بیان این مطلب، گفت: همایش صرع با هدف بررسی مشكلات تشخیص و درمان كودكان مبتلا به صرع برگزار شد.
وی ثبت اطلاعات آماری بیماران را وظیفه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی دانست و گفت: كامل نبودن آمار مبتلایان به بیماری صرع به علت عدم ثبت اطلاعات بیماری كودكان از طرف والدین نیز می‌باشد.
دكتر زمانی با بیان این كه ۶۵ درصد موارد صرع از كودكی و نوجوانی شروع می‌شود، یادآور شد: تب، كاهش قند و ضربه به مغز در افراد صرع محسوب نمی‌شود. بلكه تشنج‌های كوتاه مدت و گذرا و اشكال در عملكرد سلولهای مغزی صرع است.
وی با بیان این كه برخی تشنج‌ها تحت تاثیر ژن خاصی صورت می‌گیرد، تصریح كرد: برخی علل اكتسابی هم تحت تاثیر عوامل آسیب رسان باعث بیماری صرع می‌شوند. همچنین ۶ نوع ژن در زمینه ایجاد صرع شناخته شده است.
رییس هیات مدیره انجمن صرع، طول مدت درمان بیماری صرع را بر حسب علت متفاوت دانست و گفت: شاید تا پایان عمر فرد تحت درمان قرار گیرد. بنابراین باید بیمار خوب زندگی كردن با بیماری صرع را یاد گیرد تا بر بیماری خود غلبه كند.
وی تصریح كرد: بیماران مصروع مقاوم به درمانی كه در مصرف داروهای خود بی‌انضباط هستند، باید تغییر دارو را با پزشك معالج در میان بگذارند. همچنین عدم رعایت خواب معمول شبانه و گاهی تداخل دارو در روند بیماری تاثیر منفی می‌گذارد.
دكتر زمانی با بیان این كه افراد مصروع نمی توانند به استخدام شركتهای دولتی درآیند، یادآور شد: مكاتباتی با وزارت كار و امور اجتماعی صورت گرفته تا این افراد هم به زندگی عادی خود بازگردند.
وی خاطرنشان كرد: پزشكان باید در انتخاب دارو به سن، جنسیت، دسترسی بیمار به دارو و اقتصاد بیمار دقت كنند تا كیفیت زندگی از بیماران صرعی گرفته نشود.
رییس هیات مدیره انجمن صرع، در پایان توصیه كرد: ورزشهای رقابتی و حركات چرخشی بسیار برای بیماران صرعی خطرناك است. اما شنا كردن در فضای بسته و آبهای كم عمق برای آنها مناسب می‌باشد. همچنین شیرجه، موج سواری، اسكیت، شنا در دریا برای بیماران صرعی توصیه نمی‌شود.
منبع:آفتاب
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
افرادی که به طور نسبی از مقادیر زیادی پیاز در رژیم غذایی روزانه خود استفاده می کنند کمتر به سرطان کبد و روده مبتلا می شوند.
واحد علوم پزشكی ایران، گفت: پیاز منبع غنی نوعی اکسیدان است كه از بروز سرطان در افرادی که بیشتر از پیاز استفاده می کنند، جلوگیری كرده و بدن را در برابر ابتلای به بیماری‌های قلبی مقاوم می سازد.
وی افزود: این گیاه خوراکی از بیماری آب مروارید در چشم نیز جلوگیری می‌کند. بنابراین مصرف آن به افراد مسن توصیه می‌شود.
منبع:aftab
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
گوجه فرنگی به علت دارا بودن ویتامین های A ،B ،C ،K و مواد معدنی مانند کلسیم ، فسفر و آهن در تامین انرژی و تقویت بدن نقش موثری ایفا می کند.
به گزارش ایسنا گوجه فرنگی یکی از مهم ترین منابع ویتامینA می باشد. لذا در تقویت بینایی، تقویت و سلامتی پوست و مخاط ها (دهان و بینی)، رشد و نمو استخوان ها ضروری است. گوجه فرنگی سرشار از ویتامین های B۱ وB۲ می باشد; از این رو در تسکین دردهای عصبی، رفع بی اشتهایی و درمان یبوست، نقصان ترشح شیر مادر و تورم دهان تجویز می شود.
گوجه فرنگی، بدن را در برابر امراض و بیماری های عفونی حفظ کرده و مصرف آن نیرو و نشاط می بخشد. پوست و دانه های آن نیز به هضم غذا کمک کرده و روده ها را پاک می کند.
آب گوجه فرنگی ادرار آور و مفید است. برای تمیز کردن خون باید از آب گوجه فرنگی و کرفس به نسبت مساوی و به مقدار ۳ فنجان در روز، قبل از غذا و به مدت ۳ هفته استفاده کرد.
گوجه فرنگی هضم مواد نشاسته ای را آسان می کند. به همین جهت از آن سس درست کرده و با حبوبات پخته مصرف می کنند.
مصرف گوجه فرنگی برای اشخاصی که مبتلا به سنگ کلیه و مثانه و کبد هستند، تجویز می شود.
گوجه فرنگی بعد از لیموترش، بیش از سایر میوه ها ویتامینC و مقدار زیادی فسفر، آهن، سیلیس و کلسیم دارد.
بررسی ترکیبات و مواد موجود در گوجه فرنگی نشان می دهد که درمیوه گوجه فرنگی رسیده، گلوکز، فروکتوز، ساکاروز و تقریبا تمام آمینواسیدهای اصلی به استثنای ترپتوفان وجود دارد.
اسید آلی اصلی و عمده موجود در گوجه فرنگی، اسید سیتریک است. اسیدیته میوه به تدریج از مرحله سبزی به طرف قرمز شدن افزایش می یابد و حداکثر آن، موقعی است که قرمز شدن و رنگ عوض کردن آن آغاز می شود و پس از آن رو به کاهش می گذارد. ماده رنگی اصلی و عمده گوجه فرنگی کاروتنوئید، بتاکاروتن و لیکوپن می باشد. حداکثر مقدار کاروتنوئیدها در حالتی است که گوجه فرنگی در زیر تابش مستقیم نور رشد می کند.
ماده ای سمی به نام سولانین در گوجه فرنگی سبز و نارس وجود دارد که خوردن آن موجب مسمومیت شده و دل پیچه، اسهال و باز شدن مردمک چشم را ایجاد می کند. به علاوه خوردن برگ آن که به عنوان دارو در مواردی تجویز می شود، باید در حد اعتدال و به مقدار مجاز و محدود، در حدی که پزشک تعیین کرده مصرف شود، زیرا برگ آن هم سمی است.
در هند و چین از میوه گوجه فرنگی به عنوان ملین استفاده می شود و برای تقویت مسلولین (مبتلایان به بیماری سل)، تب های حصبه ای، رفع ورم ملتحمه چشم، آماس گوش(اوتیت) و دفع سنگ کلیه تجویز می شود.
مصرف گوجه فرنگی برای مبتلایان به درد مفاصل تجویز شده و برای مبتلایان به نقرس و روماتیسم مفید است.
گوجه فرنگی، خنک و اشتها آور است و آب آن برای رشد و نمو بهتر اطفال موثر است. اگر در محل مورچه ها چند عدد برگ گوجه فرنگی بگذارید، بوی این گیاه مورچه ها را فراری می دهد.
برای تمیز کردن لکه جوهر بر روی لباس، یک تکه پنبه را در آب گوجه فرنگی فرو برده و روی لکه جوهر بمالید. سپس آن را بشویید.
منبع:روزنامه مردم‌سالاری
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
شايد به نظر شما انتخاب کفش نيازي به دقت چنداني ندارد؛ ولي بهتر است مراقب پاهاي خود، اين عضو فراموش شده بدن باشيد.
شايد شما هم هيچ گاه به اين مساله توجه نکرده باشيد که کفش شما مي تواند عامل آلرژي زا يا سرطان باشد اما در بررسي هاي جديد عامل ايجاد کننده سرطان در کفش بچه ها مشخص شده است.
نتيجه تحقيقات نشان مي دهد که نوعي ماده شيميايي به علت سهل انگاري در هنگام دباغي و مراحل توليد، وارد مواد تشکيل دهنده کفش مي شود و در واقع از عوامل ايجاد سرطان و آلرژي ها محسوب مي شود. اين نوع ماده شيميايي با نام کرم VI به عنوان عامل سرطان شناخته شده است و مي تواند آلرژي زا هم باشد؛ گرچه تجار اروپايي ادعاهايي مبني بر وجود نداشتن اين ماده شيميايي در کفشهاي توليد شده خود داشتند اما در تحقيقات مشخص شد که در برخي از کفشها مقدار زيادي از اين ماده شيميايي يافت مي شود.
متاسفانه اين ماده شيميايي در ناحيه اي از کفش وجود داشت که در ارتباط مستقيم با پا بود و در بسياري از موارد پاي بچه ها را فشار مي داد. البته از آنجايي که اين موضوع براي مصرف کنندگان کفش غيرقابل قبول و تحمل است پس از پايان تحقيقات ، روي توليدات شرکتهاي مختلف کفشهاي توليد شده مورد آزمايش قرار گرفتند و در نهايت بدون آن که نام شرکتهاي توليدکننده مطرح شود، کفشهاي آلوده به کرم VI جمع آوري شدند.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

ام اس هنگامي در بدن آغاز مي‌شود كه گلبول‌هاي سفيد كه نقش دفاعي در بدن دارند به ميلين كه حفاظتي براي رشته‌هاي عصبي است و كمك مي‌كند كه پيام‌هاي الكتريكي با سرعتي چندين برابر منتقل شوند، بجاي يك عامل بيگانه حمله مي‌كنند و هر بار كه اين گلبول‌ها به رشته‌هاي اعصاب مربوط به يكي از اندام‌هاي بدن حمله كنند، آن اندام دچار مشكل مي‌شود. «انواع ام اس» شايد بتوان گفت دو بيمار ام اس را نمي‌توان يافت كه چگونگي شروع و ادامه بيماريشان شبيه هم باشد ولي در كل بيماري ام اس را مي‌توان به چهار دسته‌ اصلي تقسيم كرد. 1-ام اس خوش‌خيم ( Benign MS ) كه در اين نوع فقط تعداد كمي حمله رخ مي‌دهد كه اين حملات نيز معمولا با بهبودي كامل همراه است. اين نوع ام‌اس در طي زمان بدتر نمي‌شود و معمولا موجب هيچ ناتواني ماندگاري نخواهد شد. 2- نوع عود كننده و فروكش يابنده ( Relapsihg Remitting MS ) كه اكثر مبتلايان بيماريشان را با همين نوع آغاز مي‌كنند و به اين صورت است كه در آنها هر حمله بيماري، يك دوره آرام در پي دارد كه بيماران در اين مدت مشكلي ندارند، حمله‌ها نيز معمولا غير قابل پيش‌بيني‌اند. 3- نوع پيشرونده ثانويه ( Secondary Progressive MS ) ، اين دسته مي‌توان ادامه نوع قبلي دانست يعني پس از چندين سال حمله‌ و آرامش بيمار به حدي مي‌رسد كه بدون وجود دوره‌هاي واضحي از حمله با گذشت زمان ضعيف‌تر مي‌شود. 4- نوع پيشرونده اوليه ( Primary Progressive ) در اين نوع بيماري هرگز حالت‌هاي عود يا فروكش را ندارند و از همان حالت ممكن است هر زماني متوقف شود يا همچنان بدتر شود. «علائم و مشكلات شايع در ام اس» تظاهرات و سير بيماري ام اس از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. چشم‌ها نيز معمولا اولين و شايع‌ترين عضو درگير هستند، قدرت بينايي نيز معمولا در اشخاصي كه درگيري چشمي داشته‌اند تا حدي كاهش مي‌يابد. اندام‌هاي دست و پا نيز ممكن است دچار مشكلات حسي و حركتي شوند مثل احساس كرختي، به خواب رفتگي يا سوزن سوزن شدن، اشكال در راه رفتن و حركات اداري ديگر را مي‌توان نام برد. گوش‌ها گاهي دچار مشكلاتي نظير وزوز يا كاهش شنوايي مي‌شوند. احساس نياز مكرر به دفع ادرار، بند آمدن و احتباس ادرار، بي‌اختياري در دفع ادرار و بالاخره كاهش ميل و توانايي جنسي از مشكلاتي هستند كه در دستگاه ادراري - تناسلي بيماران به وجود مي‌آيند. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصا در تاريكي ممكن است به خاطر درگيري مخچه باشد به جزء اين موارد مي‌توان به مشكلاتي نظير تمركز حواس و گاهي بي‌حواسي، اضطراب، افسردگي، احساس درد در ماهيچه‌ها، اشكال در سخن گفتن، اشكال در اجابت مزاج اشاره كرد.

گروهي از عوامل مي‌توانند زمينه ساز ايجاد مشكلات جديد باشند كه از آنها مي‌توان به گرما و رطوبت، وزرش‌هايي كه حرارت بدن را بالا مي‌برند، تب و مهمتر از همه اينها فشار روحي و عصبي كه استرس رواني مي‌گويند. «ام اس و فيزيوتراپي» يكي از مشكلات اصلي ما، ضعف و محدوديت در حركت است كه از طرفي به علت درگيري قسمت‌هاي حركتي در مغز و نخاع و از طرف ديگر به علت كم حركت شدن خود بيماران كه به يكي از اين عوامل مربوط مي‌شود؛ افسردگي و بي‌حوصلگي، ترس از افتادن و كم بودن تحرك داراي عوارضي مانند كوتاه و ضعيف‌تر شدن عضلات ، زخم بستر، يبوست و ... تفاوت بيماران ام اس با افرادي كه بعد از شكستگي و باز كردن گچ نيازمند به فيزيوتراپي هستند، در اين است كه فيزيوتراپي بيماران ام اس ، براي مدت نامحدودي صورت مي‌گيرد. منظور ما از انجام حركات فيزيوتراپي رسيدن به وضعيت بهتر جسمي و روحي است. «چه بخوريم؟» معمولا زماني كه فرد بيمار شد بعد از اين كه به دنبال دارو و درمان رفت به فكر مي‌افتد كه چه مواد غذايي استفاده كند و از چه غذاهايي پرهيز كند. تاكنون هيچ رابطه مشخص بين مواد غذايي و ام اس پيدا نشده است، حالا كه مي‌دانيم بوسيله رژيم غذايي نمي‌توان ام اس را درمان كرد ولي با يك برنامه‌ريزي خوب غذايي مي‌توانيم از يكسري عوارض بيماري جلوگيري كنيم. به عنوان مثال استفاده كافي از ميوه‌ها و سبزيجات علاوه بر تامين درصد بالايي از ويتامين‌هاي ضروري مي‌تواند به بهتر كار كردن دستگاه گوارش و جلوگيري از يبوست كمك بسزايي كند. ما مي‌توانيم آزادانه غذاهاي متنوعي مصرف كنيم و يا از هر برنامه غذايي كه مي‌پسنديم پيروي كنيم به شرطي كه حاوي مواد اصلي و ضروري بدن باشد. اين مواد شامل پروتيئن‌ها، هيدرات‌هاي كربن (نشاسته و قند)، چربي‌ها، ويتامين‌ها و املاح مي‌باشد. طبق جدول پيشنهادي انجمن ام اس آمريكا براي يك رژيم غذايي متعادل، بهتر است بخش اصلي غذا از هيدراتهاي كربن و سپس ميوه‌ها و سبزيجات، گوشت و سرانجام كمترين سهم آن از چربي‌ها باشد.

 «درمان ام اس» داروهاي موجود براي درمان ام اس از نظر كاربرد به سه گروه اصلي تقسيم بندي مي‌شوند، 1- براي حملات بيماري، در اين دوره زماني معمولا به صورت تزريقي وريدي و يا خوراكي تجويز مي‌شوند و معمولا طول هر دوره بين چهار تا هفت روز طول مي‌كشد. از اين مواد، متيل پردنيزولون (سولومدرول يا دپومدرول) بيشتر به كار مي‌رود و به جز آن از دگزامتازون، پروفيرون، بتامتازون هم استفاده مي‌شود. 2- براي كنترل علائم بيماري: بيش از 30 داروي مختلف به اين منظور به كار مي‌روند، مثلا از آمانتادين براي كم كردن اختلالات حركتي و از باكلوفن براي مقابله با سفتي عضلاني (اسپاسم) استفاده مي‌شود. 3- براي كنترل دوره بيماري: براي اين منظور سه دارو وجود دارد كه دو عدد از آن‌ها از دسته اينترفرون‌ها هستند، اينترفرون‌ها مواد پروتئيني هستند كه به طور طبيعي در بدن براي مقابله با بعضي عفونت‌ها توليد مي‌شوند. اين سه دارو عبارتند از: 1- اينترفرون بتا، يك (آوونكس) 2- اينتروفرون بتا، يك B (بتاسرون)، 3- گلاتيرامراستات (كوپاكسون) از روش‌هاي درماني ديگر مي‌توان به تاثير خوب بعضي از اين روش‌ها دقيقا اثبات شده است مانند كاردرماني، فيزيوتراپي، گفتاردرماني و ماساژ . اما روش‌هايي ديگري هم هست كه بيماران نتايج خوبي از آن گرفته‌اند، مثل مديتيشن ، يوگا، هوميوپاتي، انرژي درماني و .... «چه كساني ام اس مي‌گيرند؟» هنوز چگونگي شروع ام اس دقيقا مشخص نشده است ولي امروزه دريافته‌اند كه مثلا شيوع اين بيماري در مناطق مختلف دنيا با هم متفاوت است. به عنوان مثال در كشورهاي شمال اروپا و آمريكا و افرادي نيز كه پوست، مو و چشم روشن دارند شيوع آن بيشتر ديده مي‌شود ولي در سياه‌پوستان و ژاپني‌ها كمياب است. همچنين ام اس در خانم‌ها بيشتر از آقايان ديده مي‌شود و شروع آن معمولا در سنين 20 تا 40 سالگي است.

 در مورد اثر مهاجرت به ابتلاء به ام اس ديده شده در افرادي كه قبل از 15 سالگي به سرزمين ديگري مهاجرت كرده‌اند ميزان شيوع بيماري مانند ميزان شيوع آن در مردم سرزمين جديد است. اين بيماري بيشتر در كساني بروز مي‌كند كه شخصيت خاصي دارند چنين افرادي معمولا مسئوليت پذير ولي حساس هستندکه هنگام بروز ناملايمات خيلي خودخوري مي‌كنند. 

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

اواخر ماه گذشته ميلادى پروفسور بودو لوكا (Bodo Levkau)، از چهره‌هاى برجسته علمى آلمان موفق به دريافت جايزه معروف پاول مارتينى (Paul Martini) شد. اين جايزه كه هر ساله به بهترين كار علمى تحقيقاتى در زمينه پزشكى– داروسازى اهدا مى‌شود، بالغ بر بيست و پنج هزار يوروست. پروفسور لوكا و تيم بيست نفره او مدت پنج سال است كه مشغول تحقيق بر روى پروتئين معروف High-density Lipoprotein يا همان اچ دى ال (HDL) هستند. نتيجه پروژه پروفسور لودكا عملكرد و ساختمان اين پروتئين را مشخص‌تر كرده است. اچ دى ال و يا آنچه كه به ”تركيب فرشته محافظ“ معروف است در كبد توليد مى‌شود. اين پروتئين پس از توليد وارد جريان خون شده و همراه گردش خون در سراسر بدن، ملكولهاى چربى مازاد را به خود جذب و سپس در كبد تخليه مى‌كند.

نتيجه تحقيقات پروفسور لوكا مشخص كرده است حضور اين پروتئين نه تنها با حذف چربى از خون، ضريب ريسك سكته‌هاى قلبى را پايين مى‌آورد، بلكه عملكرد اچ دى ال كه مثل زباله جمع‌كن جداره رگها و قلب را تمييز مى‌كند، مانع از رسوب چربى در رگهاى خونى شده و تبادل اكسيژن ميان خون و سلولها را آسانتر مى‌كند. پروفسور لوكا و گروه او پس از آزمايش‌هاى موفقيت آميز بر روى حيوانات آزمايشگاهى توانستند ثابت كنند كه از اچ دى ال مى‌توان به صورت كاملأ تخصصى و دارويى استفاده كرد. نتيجه كار اين گروه نشان مى‌دهد تزريق اچ دى ال و يا تركيب دارويى كه از آن مشتق شده است تأثير مثبتى در درمان بيماريهاى قلبى– عروقى داشته است.

اواخر سال گذشته ميلادى بود كه پروفسور لوكا و گروهش تصميم گرفتند پروژه‌‌شان را به كميته اهدا جايزه پاول مارتينى معرفى كنند. هدف موسسه پاول مارتينى كه چهل سال پيش تاسيس شد‌، ايجاد پل ارتباطى ميان پژوهشگران، كارخانه‌هاى داروسازى و مراكز درمانى است. تفاوت جايزه اين انجمن با ساير جوايزى كه هر ساله در زمينه پزشكى در آلمان اهدا مى‌شوند در اين است كه هر گروه تحقيقاتى بدون آنكه به موسسه و يا كانون خاصى وابسته باشد و يا از طرف سازمانى حمايت شود مى‌تواند مستقلأ خودش را براى دريافت جايزه كانديد كند.

هيئت داورى گروه پنج نفره‌اى متشكل از پژوهشگران معروف و شناخته شده علمى–تحقيقاتى آلمان است كه در مورد پذيرش طرح‌هاى ارسالى تصميم‌گيرى مى‌كند. به طور متوسط هر سال حدود بيست طرح از ميان پروژه‌هاى رسيده پذيرفته مى‌شوند. نه تنها جايزه بيست و پنج هزار يورى اين انجمن، بلكه چهره بين‌المللى و معتبر اين نهاد جذابيت آنرا دو چندان كرده است.

پروفسور لوكا در مورد ارزش كارى گروه تحقيقاتى‌اش مى‌گويد: ”بالاترين ارزش كارى متعلق به آنهاست، به علت اينكه اين افراد هستند كه جزييات كار را پى می‌گيرند، براى هر گوشه كار چاره‌اى مى‌انديشند و طرح پروژه را كامل مى‌كنند. البته از نتيجه كار بهره مى‌برند. توشه‌اى كه آنها از اين تجربيات گرد مى‌آورند‌، نتيجه آموزش عملى است كه از آنها پژوهشگران مستقل آينده را مى‌سازد.“

پروفسور لوكا و تيم او تصميم گرفته‌اند پروژه‌شان با حمايت يكى از كارخانه‌هاى دارو سازى ادامه دهند. در واقع كسب جايزه انجمن پاول مارتينى اين طرح را به معروفيت جهانى رسانده است، آنچه كه مهمترين قسمت پروژه يعنى عملى كردن آن را ممكن مى‌سازد. اين فرصتى است كه از طريق ارتباط انجمن پاول مارتينى با معتبرترين كارخانه‌هاى داروسازى براى تمامى پروژه‌هايى كه سالانه موفق به كسب اين جايزه مى‌شوند، فراهم مى‌شود.

پروفسور لوكا در انتها اشاره مى‌كند: ” وقتى كه پروژه‌اى موفق به يافتن راه تازه‌اى مى‌شود، بهترين پاداش معرفى و انتشار عمومى آنست. در اصل معرفى پروژه به دنياست كه مهم است نه جايزه نقدى. آنچه كه مهم‌تر است معرفى گروه تحقيقاتى و نتيجه كار است. نتيجه كار نبايد در محدوده كار دانشگاهى و علمى باقى بماند بلكه كار علمى موفق آنست كه راهش را ميان نيازهاى روزمره باز كند.“

يعنى همانچه كه همكارى با آزمايشگاه‌هاى تشخيص طبى و كارخانه‌هاى داروسازى تعبير مى‌كنند

منبع: راديو صداي آلمان

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
یك شركت داروسازی آمریكایی در سوئیس موفق به ساخت و اخذ مجوز پخش واكسن سرطان مغز شد.
به گزارش ایسنا این واكسن از سپتامبر سال میلادی جاری در اختیار كلیه مراكز درمانی و دارویی قرار می گیرد.
آلتون بوینتون، رئیس این شركت داروسازی در این باره گفت: مفتخریم به این كه نخستین شركتی هستیم كه واكسن درمانی سرطان های مغزی را وارد بازار دارو می كنیم. وی تأكید كرد: این واكسن كمك های زیادی به تشخیص و درمان بیماران مبتلا به سرطان های مغزی می كند.
واكسن سرطان مغز ابتدا در ایالات متحده آمریكا و پس از آن در سوئیس توزیع می شود. شركت Northwest Biotherapeutics در نظر دارد تا این واكسن را در اختیار دیگر كشورها نیز قرار دهد. پژوهشگران معتقدند كه با كمك ویروس ها می توان به مقابله با سرطان پرداخت
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند اوتیسم یک معلولیت رشدی دائمی است که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود ارتباط می گیرد یا با آنها وارد رابطه می شود، تاثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است. کسانی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج می برند که مربوط به یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا می شوند ولی هر فردی با چنین شرایطی در سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد.

اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کندیک بیماری رشدی تکاملی است . افراد با اوتیسم در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند. یک بچه اوتیسمی به نظر خیلی کناره گیر می آید. با چشمانش با دیگران ارتباط برقرار نمی کند. حرف زدن و بازی مثل بچه های دیگر انجام نمی دهد. ممکن است یک سری حرکات و رفتارها را برای چندمین بار تکرار کند.این بیماری اولین بار در سال ۱۹۴۳ میلادی نام‌گذاری شد و پزشکان هنوز پیشرفت‌های بسیار کمی از آن موقع در بیماری آنها کرده‌اند.اوتیسم(درخودماندگی) یک بیماری روانی است که از ارتباط افراد با دنیای خارج جلوگیری می‌کند. به نظر می‌رسد قربانیان در دنیای خودشان به سر می‌برند و تا‌‌کنون پزشکان نتوانستند آنها را درک کنند در گذشته بیماران مبتلا به Autism یا در خودفرورفتگی یا نوعی عدم توجه به جهان بیرونی و پیرامونی را به عنوان نوعی ناهنجاری و اختلال اعصاب كه مدام وخیم تر می شود می گفتند اما امروزه معلوم شده است كه علل و عوامل به وجود آورنده این ناهنجاری هنوز كاملاً و به درستی مشخص نیست. با این حال جنبه توارث و ژنتیك بودن آن، فرضی قریب به یقین است.این بیماری نخستین بار توسط دانشمندی به نام كانر معرفی شد و به همین علت به نشانگان كانر نیز شهرت دارد. این بیماری در هر پانصد كودك گزارش شده است و تعداد پسران در آن چهار تا پنج برابر بیشتر از دختران است.

اصطلاح اوتیسم یا در خودفرورفتگی به كودكانی اطلاق می شود كه با دنیای بیرون از لحاظ نگاه، گفتار، رفتار و ارتباط عاطفی با افراد هیچ ارتباطی ندارند. این سندرم (نشانه) معمولاً از دوران كودكی و در دو سطح قبل از دو و نیم سالگی و بعد از سه سالگی بروز می كند. شاخصه اصلی این بیماری این است كه این كودكان گفتار ندارند و یك كودك عادی در یك سالگی تك واژه، در ۱۶ و ۱۵ ماهگی جملات كوتاه بدون فعل و در سه تا چهار سالگی تقریباً زبان شبه بزرگسالان را دارد، ولی اوتیسم ها این روند تحول گفتار را طی نمی كنند و حتی در چهار سالگی كلمات را در حد چند واژه به كار می برند. ویژگی دوم آنها علاوه بر محدودیت خزانه لغات به كارگیری ضمایر به صورت معكوس است مثلاً من گفتم تو گفتی و یا اینكه جملات دیگران را عیناً تكرار می كنند.این كودكان حتی قبل از این كه گفتار پیدا كنند قادر به نگاه كردن مادر و تعقیب او با حركات چشم و لبخند زدن هم نیستند.

ويژگی اساسی اوتيسم اين است که توانايی کودک در پاسخ دهی به ديگران ظرف سی ماه اول زندگی رشد نمی کند.حتی در اين سن کم،اختلال فاحش در مهارتهای ارتباطی کاملا محسوس است،به طوری که اين کودکان پاسخهای نامانوسی به محيطشان می دهند.آنها فاقد علاقه و پاسخدهی به ديگران هستند،و نمی توانند دلبستگی عادی ايجاد کنند.در نوباوگی،اين ويژگيها با ناتوانی آنها در بغل کردن،فقدان تماس چشمی،يا بيزاری کامل از تماس بدنی و محبت آشکار می شوند.ممکن است اين کودکان نتوانند زبان را اصلا پرورش دهند،و اگر زبان فراگيری شود،معمولا به صورت پژواک گويی(گرايش به تکرار کردن فوری آنچه شخص دقيقا همين حالا يا مدت کوتاهی قبل آن را شنيده)و يا به صورت ضماير معکوس(گرايش به استفاده از من در حالی که منظور تو است و بالعکس)آشکار می شود.اين کودکان به تغيير نيز بسيار ضعيف واکنش می کنند،خواه در امور روزمره آنها باشد يا در محيط شان.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
پژوهشگران می‌گویند مصرف مكمل‌های حاوی ویتامین ث عملا فایده‌ای در پیشگیری از سرماخوردگی ندارد.
به گزارش‌ خبرگزاری فرانسه دانشمندان استرالیایی و فنلاندی می‌گویند عقیده فراگیر درباره تاثیر ویتامین ث در پیشگیری از سرماخوردگی افسانه‌ای بیش نیست و تنها افراد تحت استرس شدید مانند سربازان و دوندگان ماراتون از این مكمل‌ها سود می‌برند.
به گفته این دانشمندان درافراد تحت استرس مصرف ویتامین ث ۵۰ درصد احتمال ابتلا به سرماخوردگی را كاهش می‌دهد.
بازبینی این محققان در مورد ۳۰ تحقیق شامل بیش از ۱۱۰۰۰ فرد مورد آزمایش نشان داد نفع خوردن مرتب ویتامین ث از لحاظ پیشگیری از سرماخوردگی آنقدر اندك است كه به زحمتش نمی‌ارزد.
میزان توصیه‌شده دریافت ویتامین ث ۶۰ میلی‌گرم است- یعنی حدود مقدار ویتامین ث یك لیوان آب پرتقال.
البته این محققان تصدیق كردند كه مصرف مكمل‌های ویتامین ث ممكن است آثار سلامت‌بخش دیگری به غیر از جلوگیری از سرماخوردگی برای افراد داشته باشد.
منبع: ههمشهری آنلاین
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
بعد از این همه چک و چانه زدن برسراینکه ریشه کمردرد از کجاست و چرا به وجود می‌آید، دانشمندان دریافته‌اند كه علت كمر دردی كه در میان انسان‌ها هم بسیار شایع است، به نحوه تكامل انسان باز می‌گردد.
به گزارش رویترز از واشنگتن، یك متخصص ستون فقرات كه مطالعات خود را در جهت دستیابی به علت ابتلای بیشتر مردم به كمر درد متمرکز کرده است، معتقد است که به نظریه جدیدی درباره زمان و چگونگی تكامل انسان‌های اولیه برای مستقیم راه رفتن دست یافته است.
دكتر آرون فیلر، از مركز پزشكی سدارز ساینای در لس‌آنجلس، می‌گوید: اولین سرنخ در این زمینه را ستون فقرات فسیل۲۱میلیون ساله موجودی ارائه می‌دهد كه جد مشترك انسان‌ها و بوزینه بوده است.
فیلر ادامه می‌دهد: ایجاد یك تغییر عمده در مهره كمر این جد انسان كه به آن اجازه داده مستقیم بایستد و وسایل را حمل كند، موجب شده است كه صفحات اسفنجی میان مهره‌ها آسان تر تحت فشار یا كشش قرار گیرند و این موضوع به نوبه خود توضیح می‌دهد كه چرا كمر درد یكی از دلایل اصلی معلولیت هاست.
فیلر كه مطالعه خود را در مجله Neurosurgical Focus نوشته است، گفت، یك سرنخ مهم برای پی بردن به این نكته، زایده‌هایی استخوانی است كه از دو طرف مهره‌های توخالی و گرد كمر به خارج رشد كرده‌است، یعنی درست همان نقاطی كه ماهیچه‌ها به ستون فقرات متصل می‌شوند. فیلر می‌گوید، این مهره به روشی تغییر شكل می‌دهد كه حركات مكانیكی ستون فقرات را عملا بر عكس می‌كند. وی می‌افزاید، كار اهرم استخوانی مهره كمر از خم كردن ستون مهره‌ها به سمت جلو برعكس شده و ستون مهره‌ها را به سمت عقب خم می‌كند.
منبع: همشهري آنلاين
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
گروهی از دانشمندان کانادایی در تازه ترین یافته های خود نشان داده اند که موسیقی همانند یک داروی مخدر طبیعی و تحریک کننده شیمیایی مغز را فعال کرده و باعث احساس شادی در انسان می شود.
تیم تحقیقاتی پروفسور دانیل جی. لویتین از دانشگاه "مک گیل" مونترال در تحقیقی به بررسی پاسخ های بیولوژیکی مغز به تحریکات موسیقایی پرداخته اند.
این محققان با کنترل واکنش های بیوشیمیایی تحریکات موسیقایی کشف کردند که موسیقی به تمام تاثیرات شیمیایی پاسخ می دهد و به خاطر همین پاسخ ، اعصاب مهم به متعادل کردن سطوح هورمون "سلامتی و سرخوشی" مغز کمک می کنند. این هورمون که دوپامین نام دارد، هنگامی که فرد مواد شادی آور یا مخدر مصرف می کند، ترشح می شود.
به گفته این محققان، برخلاف مواد مخدر که اثرات مخرب جانبی زیادی دارد، موسیقی هیچ عارضه ای برای انسان ندارد.
در این مکانیزم، وقتی که فرد به آهنگی که دوست دارد ، گوش می دهد، این هورمون در مغز ترشح شده و باعث حالت شادی آور در وی می شود.
براساس گزارش "رادیو وورد" این تحقیق نشان می دهد که موسیقی تاثیرات عمیقی در فیزیولوژی بدن از جمله عروق قلبی، تنفس و فعالیت های ذهنی برجای می گذارد و همچنین سطوح هورمون دوپامین را برای فعالیت های شیمیایی طبیعی مغز متعادل می کند.
منبع: خبرگزاري مهر
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
تاكنون ۱۲۰ روبات در بیمارستان‌های سراسر دنیا برای مراقبت‌های پرستاری به‌كار گرفته شده‌اند.
چند وقت پیش خبر از طرحی دادیم كه در آن، محققان لباسی ساخته بودند كه با آن می‌شد علائم حیاتی بیمار را اندازه‌گیری و كنترل كرد. حالا محققان روی روبات‌های پرستار كار می‌كنند. این روبات‌ها قرار است بخشی از وظایف پزشكان و پرستاران را در مراقبت از بیماران به عهده بگیرند.
به گزارش آسوشیتدپرس، جراحان بیمارستان جان هاپكینز تصمیم گرفتند به‌كارگیری نسلی از روبات‌ها را كه به نام روبات‌های RP-۷ Remote Presence Robotic System مشهورند، روی مراقبت بعد از عمل بیمارانشان بررسی كنند.
پیش از این از روبات‌ها در مراحل گوناگون كار درمان و مراقبت بیماران به‌طور آزمایشی استفاده شده بود تا اشكالات كار آنها دربیاید. این بار هم محققان می‌خواستند بدانند استفاده از این روبات‌ها چه تاثیری بر بیماران دارد، به‌خصوص بیمارانی كه یك عمل جراحی را از سر گذرانده بودند و اصلاً حال و حوصله نادیده گرفته شدن را نداشتند.
این روبات، كه «باری» نام دارد، دو دوربین دارد كه می‌توان آنها را روی هر نقطه دلخواه زوم كرد. یك صفحه نمایشگر دارد و دست‌هایی كه كنترل آنها، با استفاده از یك جوی‌استیك، در اختیار دكتر است.
این كنترل، كاملاً به صورت «از راه دور» است، یعنی ممكن است دكتر بالای سر مریض دیگری در اتاق دیگر همان بیمارستان باشد، یا در سمیناری كه در كشور دیگر در حال برگزاری است. ارتباط روبات با پزشك از راه سیستم ویدئوكنفرانس برقرار می‌شود.
نكته جالب توجه در مورد این روبات این‌كه می‌تواند ارتفاعش را به صورت خود به خود با تخت بیمار میزان كند، حالش را بپرسد و اطلاعات مربوط به علائم حیاتی، مثل نبض و فشارخون و تنفس او را بگیرد و ثبت كند. پزشك همزمان می‌تواند این اطلاعات را ببیند یا این كه آنها را ضبط كند تا بعداً روی آنها بررسی كند.
مطالعات محققان نشان داده كه مشاركت این روبات در مراقبت و كنترل بیماران، عوارض اضافه‌ای برای بیماران نداشته و بیماران هم شكایتی از آن نداشته‌اند.گزارش كار این محققان در نشریه «كالج جراحان آمریكا»، نشان می‌دهد كه این روبات كارش را با موفقیت انجام داده است.
«باری»، روبات پرستار، توانسته بود رضایت بیماران را به‌دست بیاورد. تعداد قابل‌ملاحظه‌ای از بیماران زودتر از موعد مقرر از بیمارستان مرخص شده بودند و بیشتر آنها از دیدن این روبات دلسوز و زحمتكش، كه می‌توانست جای خالی دكتر را گاهی وقت‌ها برایشان پر كند، احساس خوبی پیدا می‌كردند. یكی از بیماران گفته بود: «وقتی باری را می‌بینم، خیالم راحت است كه دكتر از وضعم خبر دارد؛ احساس آرامش می‌كنم.»
تاكنون ۱۲۰ روبات در بیمارستان‌های سراسر دنیا برای مراقبت‌های پرستاری به‌كار گرفته شده‌اند و این مطالعه یكی از اولین مطالعاتی است كه آثار بالینی استفاده از آنها را به‌طور علمی سنجیده و مقایسه كرده است.
این روبات‌ها كه حدود ۱۵۰ هزار دلار قیمت دارند، پیش از این به عنوان روبات مترجم به‌كار گرفته شده بودند؛ زمانی كه پزشك بیماری داشت كه به زبان دیگری صحبت می‌كرد یا برای فعالیت‌های بازتوانی و بازی‌های ویدئویی برای بیمارانی كه دچار سكته مغزی شده بودند و بخشی از توانایی‌های حركتی‌شان را از دست داده بودند.
البته به گفته این كارشناسان، استفاده از فناوری‌هایی مانند ویدئوكنفرانس، در دوران كودكی‌اش به‌سر می‌برد و هنوز برای قضاوت در مورد آنها بسیار زود است. با این حال باید ترس و مقاومت خود را برای استفاده از این‌گونه وسایل كنار بگذاریم و شهامت سپردن برخی كارهای بی‌خطر و روزمره بیماران را به این نوع فناوری‌ها داشته باشیم.
نكته دیگر این‌كه استفاده از این فناوری‌ها به معنی كمرنگ شدن نقش عوامل انسانی، مثل پرستار و پزشك در مراقبت از بیمار نیست. كاربرد این روبات‌ها و موارد مشابه، تنها برای پوشش بیشتر و كامل‌تر بیمار است.

دكتر فرنوش صفوی‌فر
منبع:همشهري آنلاين
 
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
مطالعات اخیر توسط دانشمندان استرالیایی نشان می‌دهد كه مصرف غلات شیرین قندی در وعده غذایی صبحانه می‌تواند حافظه نوجوانان را تقویت كند.
در مطالعات قبلی محققان به نتایج متناقضی دست یافته بودند به طوری كه گروهی از محققان اعلام كردند كه مصرف غلات شیرین به عنوان صبحانه می‌تواند عامل بروز چاقی باشد در حالی كه گروهی دیگر دریافته بودند كه مصرف این مواد در هنگام صبح، به تقویت حافظه و توان مغزی كمك می‌كند.
در پژوهش اخیر دانشمندان، ۳۷ دانش آموز ۱۴ تا ۱۷ سال را مورد مطالعه قرار دادند كه در وعده غذایی صبحانه از غلات شیرین و قندی استفاده می‌كردند.
سپس محققان از این گروه دانش آموزان درخواست كردند كه برای تست حافظه نام ۲۰ وسیله، میوه، سبزی، ‌داروی گیاهی،‌ چاشنی و وسایل آشپزخانه را به خاطر بسپارند.
نتایج آزمایشات نشان داد كه دانش آموزانی كه بیشتر از غلات شیرین استفاده كرده بودند به طور متوسط نسبت به سایرین توانستند دو واژه بیشتر را به خاطر بسپارند.
منبع: خبرگزارى ايسنا
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
مصرف مقدار کم شکلات تلخ در هر روز می تواند از بالا رفتن فشار خون جلوگیری کند.
به گزارش رویترز، محققان آلمانی اعلام کرده اند که مصرف مقدار کم شکلات تلخ روزانه باعث پائین رفتن فشار خون می شود.
این تحقیق که روی ۴۴ نفر که از ۵۶ تا ۷۳ سال انجام شده است نشان می‌دهد که مصرف مقدار کم شکلات تلخ که حاوی کالری پائینی است فشار خون این افراد را پائین برده و آنها نسبت به افرادی که شکلات شیری سفید رنگ خورده اند فشار خون کمتری دارند.
مصرف مقدار بسیار کم شکلات تلخ که حدود ۳۰ کالری انرژی دارد می تواند برای سلامت افراد مفید باشد و با وجود کالری کمش موجب چاقی نیز نمی شود.
منبع: همشهري آنلاين
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

محققاني كه در منطقه "آفار" در شمال اتيوپي مشغول مطالعه هستند، مي‌گويند بقاياي فسيلي اجداد اوليه انسان را يافته‌اند.


پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي روز چهارشنبه با بيان اين مطلب افزود: آنها مي‌گويند قدمت دندان‌ها و قطعات استخوان آرواره اين بقايا از سه ميليون و پانصد هزار سال تا سه ميليون و نهصد هزار سال رقم زده مي‌شود و خلاء دانش بشر درباره تكامل نوع انسان را پر مي‌كند.

پژوهشگران دانشگاه "كليولند" آمريكا براي چهار فصل سرگرم كار در ناحيه آفار اتيوپي بوده‌اند و امسال تحقيقات خود را به نواحي تازه تعميم داده‌اند.

آنها در همين نواحي معدني غني از فسيل‌ها از جمله دندان و آرواره "هومينيدها" را يافتند.

اين قطعات فسيلي در لايه‌هايي از صخره‌ها كه قدمت آنها با دقت نسبتا زياد بين ‪ ۳/۵‬تا ‪ ۳/۹‬ميليون سال رقم زده مي‌شود، كشف شد.

دكتر "يوهانس هيل-سلاسي" از سرپرستان تيم تحقيق درباره دليل مهم بودن اين كشف گفت: "يكي از علل اهميت زياد اين كشف اين است كه به عنوان چارچوب زماني كه تاكنون چيزي درباره‌اش نمي‌دانستيم عمل مي‌كند و از اين جنبه خيلي مهم است، چون ما ركورد شش ميليون ساله از تكامل اوليه انسان در اتيوپي داشتيم اما شكاف‌هاي كوچكي در ركورد ما وجود دارد و اين كشف يكي از همين شكاف‌ها را پر مي‌كند."
اين بقايا در فاصله تقريبا ‪ ۳۰‬كيلومتري از نقطه‌اي كه محل كشف معروف‌ترين جد انسان به نام "لوسي" است، پيدا شد.

لوسي نمونه مونث يك "استرالوپيتكوس آفارنسيس" است اما قدمت اين بقايا از لوسي بيشتر است و بايد به درك رابطه گونه لوسي با گونه حتي قديمي‌تر "استرالوپيتكوس آنامنسيس" كمك كند.

يوهانس همچنين گفت: استخوان‌هاي زيادي از ميمون‌ها، گوزن‌ها و خوك‌ها در اين نقطه كشف شده كه دال برآن است كه اين موجودات در محيطي بسيار سرسبزتر و جنگلي‌تر از آنچه امروز در ناحيه خشك و سنگي آفار مي‌بينيم، زندگي مي‌كردند.

منبع: ايرنا

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

به گفته يك متخصص چشم پزشكي افراديكه داراي حساسيت‌هاي چشمي هستند در فصل تابستان هر روز بايد چشمهاي خود را با آب سرد بشويند.

دكتر "نويد نيلفروشان " فوق تخصص قرنيه و گلوكوم در حاشيه سمينار تازه‌هاي تصوير برداري چشم پزشكي در گفت و گو با خبرنگار علمي ايرنا گفت براي كاهش حساسيت‌هاي چشمي افراد بايد روزي چند بار چشمان خود را در آب سرد باز و بسته كنند.

وي گفت بسياري از حساسيت‌هاي چشمي كه بصورت قرمزي و احساس خشكي چشم در گرماي هوا بروز مي‌كند را مي‌توان با شست‌وشوي روزانه چشم در آب سرد و بدون استفاده از هيچ دارويي رفع كرد.

براي انجام اين كار مي‌توان دو دست خود را از آب سرد پر كرد و بطور متناوب بصورت چند بار در روز چشمهاي را در آن باز و بسته كرد.

اين متخصص چشم‌پزشكي گفت استفاده از داروهاي چشمي اگر به مدت طولاني و بيشتر از دو تا سه هفته ادامه پيدا كند، منجر به ايجاد عوارضي در چشم مي‌شود.

دكتر نيلفروشان اضافه كرد از جمله مهمترين مشكلاتي كه استفاده طولاني مدت از داروهاي چشم مي‌توان به دنبال داشته باشد افزايش فشارهاي داخلي چشم است كه منجر به ايجاد گلوكوم يا آب سياه مي‌شود.

وي گفت افرديكه آلرژي‌هاي چشمي دارند، دچار نوعي بيماري قرنيه هستند كه باعث بروز خارش‌هايي در چشم مي‌شود و همين خارش‌ها مستعدكننده ايجاد قوز قرنيه در بيمار است.

دكتر نيلفروشان اضافه كرد يكي از عوارضي كه قوز قرنيه به دنبال دارد كاهش بينايي فرد است كه در نهايت براي بهبودي آن بايد از لنزهاي تماسي استفاده كرد.

اولين سمينار تازه‌هاي تصوير برداري چشم روز چهارشنبه در بيمارستان حضرت رسول گشايش يافت و تا بيست ودوم تيرماه به كار خود ادامه مي‌دهد.

منبع: ايرنا

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

مجله معتبر "ساينس" که در آمريکا چاپ می شود در پايان هر سال فهرست 10 پيشرفت علمی عمده 12 ماه گذشته را معرفی می کند.

رتبه اول در سال جاری به طور مشترک به چندين مطالعه که ساز و کار ظريف تکامل را روشن می کند اعطا شده است.

اين خبر همان هفته ای اعلام می شود که دادگاهی در ايالت   پنسيلوانيای آمريکا تدريس نظريه موسوم به "آفرينش  در کنار نظريه تکامل در کلاس های زيست شناسی را ممنوع کرد.

طرفداران اين نظريه معتقدند که بسياری از خصوصيات جهان موجودات زنده پيچيده تر از آن است که ناشی از روند انتخاب چنانکه در نظريه داروين تشريح شده است، باشد.

اين "نظريه" در عوض می گويد که حيات بايد توسط يک نيروی ماورای طبيعی بی نهايت هوشمند طراحی و خلق شده باشد.

مطالعاتی که نشريه "ساينس" به آنها عنوان "پيشرفت های سال" اعطا کرد شامل تعيين آرايش ژنتيکی شامپانزه؛ بازآفرينی ويروس آنفلوآنزای مرگبار سال 1918 در آزمايشگاه؛ و مطالعه پرندگان "تاج سياه" (Blackcap) اروپايی است که نشان داد چگونه دو جمعيت مختلف يک حيوان می توانند به دو گونه مجزا بدل شوند.

 

کالين نورمن، دبير خبری مجله ساينس، گفت که اين انتخاب صرفا بر اساس شايستگی و ارزش علمی، نه نبرد بر سر "آفرينش هوشمند" انجام شده است.

آقای نورمن گفت او اميدوار است اين انتخاب حامل اين پيغام برای دانشمندان و مردم باشد که: "تکامل چيزی نيست که دانشمندان تنها به خاطر علاقه شخصی مطالعه می کنند، بلکه تبعات خيلی مهمی برای سلامت عمومی و همچنين درک ما از هويت انسان در بردارد."

دانشمندان در سال 2005 نقشه ژنتيکی شامپانزه را با کمک اين ميمون به نام کلينت تهيه کردند

ساينس می نويسد برای مثال، با مطالعه تفاوت ها ميان نقشه ژنتيکی (ژنوم) انسان و شامپانزه، دانشمندان ممکن است بتوانند بر ريشه ژنتيکی بسياری از بيماری ها انگشت بگذارند و مطالعه رفتار  ويروس آنفلوآنزای 1918 می تواند به مبارزه با اپيدمی بعدی آنفلوآنزای مرغی کمک کند.

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

محققان در تازه ترين بررسي هاي خود دريافته اند كه همه مرگهايي كه در حين خواب رخ مي دهند، ناشي از ايست قلبي نيست بلكه در مواردي قطع تنفس باعث اين پديده مي شود. به نوشته نشريه «نيچر عصب شناسي» گروهي از محققان نوعي ماده سمي را كه مستقيما روي سلولهاي عصبي تاثير مي گذارد به درون بخش كوچكي از مغز (غده پري- بوتزينگر) شماري از موش ها تزريق كردند. اين ناحيه نقشي اساسي در تنظيم تنفس ايفا مي كند. موشها پس از چند روز دچار ناراحتي هاي تنفسي شدند. اين ناراحتي ها ابتدا در جريان خواب عميق (اي.آر.ام) ظاهر شد و سپس دوره خواب سبك اين جانوران نيز بسط يافت و دست آخر حتي در هنگام بيداري نيز برايشان مشكل ساز شد. وقفه در ضرباهنگ تنفس اين جانوران بخصوص در ميان موش هاي مسن تر با سرعت بيشتري بسط پيدا كرد و بر دامنه و تواتر آن افزوده شد. به موازات اين امر سلول هاي عصبي ناحيه تزريق شده نيز بيشتر و بيشتر دچار زوال و فساد شدند.

از بين  رفتن سلولهاي عصبي در اين ناحيه (به واسطه امراضي كه در سنين بالا عارض مي شود) موجب مي شود تا قطع تنفس در هنگام خواب براي اين قبيل افراد شديدتر شود تا آنكه بالاخره زماني فرا رسد كه بدن نتواند در حين وقفه طولاني در زمان قطع تنفس، خود را از اين حالت بيرون آورد. به اين ترتيب شخص در حالي كه بقيه اعضايش هنوز سرگرم كار هستند، از پاي در مي آيد.

منبع : IRNA

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

پژوهشگر ايراني دانشگاه «پنجاب» هند با همكاري محققاني از هند و سوئد با كشف قديمي ترين بقاياي گياهان علفي در فسيل فضولات بر جاي مانده از گونه‌اي دايناسور با قدمتي حدود 67 ميليون سال به سرنخ‌هاي جديدي در بررسي سير تكامل گياهان و دايناسورها دست يافت كه تحقيقات در زمينه روند تكامل گياهان و دايناسورها را وارد مسيري جديد مي‌كند.

به گزارش خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يافته علمي جالب توجه «دكتر حبيب علي‌محمديان» - دانش‌آموخته ايراني دكتري زمين شناسي و پژوهشگر مركز مطالعات پيشرفته زمين‌شناسي دانشگاه «پنجاب» هند - كه با همكاري پروفسور «آشوك ساهني» دانشمند برجسته هندي، «واندانا پاراساد» از موسسه سنگواره شناسي گياهي «لاك‌نو» و «كارولينا استرومبرگ» از موزه تاريخ طبيعي سوئد حاصل شده، اخيرا در مجله علمي معتبر «ساينس» به چاپ رسيده و بازتاب قابل توجهي در مجامع علمي و خبري جهان داشته است.

دكتر علي‌محمديان و همكارانش با بررسي فسيل فضولات برجاي مانده از گونه‌اي دايناسور گياهخوار گردن دراز كه در مناطقي از هند جمع آوري شده، توانسته‌اند وجود گونه‌هايي از علف در حدود 67 ميليون سال پيش را اثبات كنند؛ بدين ترتيب مشخص شد كه علف‌ها بخشي از غذاي دايناسورها را در آن دوران تشكيل مي‌دادند.

به گزارش ايسنا، اين علف‌ها از گونه‌هاي گياهي بودند كه دانشمندان تصور نمي‌كردند در آن دوران بر روي زمين رشد كرده باشند.

به زعم برخي گياه‌شناسان، علف‌ها حداقل 10 ميليون سال پس از انقراض دايناسورها شروع به تكامل و متنوع شدن كرده‌اند، در حالي كه شواهد به دست آمده از تحقيقات اخير نشان داد كه قدمت علف‌ها حداقل به حدود 70 ميليون سال پيش باز مي‌گردد؛ اين به معناي آن است كه اين نوع گياهان بين 30 تا 40 ميليون سال پيشتر از زماني كه دانشمندان تاكنون تصور مي‌كردند، شروع به تكامل و متنوع شدن كرده‌اند.

دكتر حبيب علي محمديان درباره يافته‌هاي تحقيقات اخير خود به خبرنگار علمي پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: ديرينه‌شناسان مي‌دانستند كه دايناسورها گياه‌خوار هستند ولي با توجه به اين كه قديمي‌ترين فسيل باقي مانده از علف‌ها تا پيش از كشف اخير مربوط به 35 ميليون سال قبل بود، تصور نمي‌كردند كه در حدود 67 تا 70 ميليون سال هم پيش علف‌هايي مشابه گونه‌هاي علفي كنوني در زمين وجود داشته و دايناسورها در آن دوران علف‌خوار بوده باشند؛ اين در حالي است كه سنگواره‌هايي از دندان‌هاي تاج بلند دايناسورها كشف شده بود كه با توجه به ترديدهاي جدي كه در مورد علف‌خوار بودن دايناسورهاي آن دوران وجود داشت، نظريه‌هاي مختلفي در توجيه وجود چنين دندان‌هايي مطرح شده بود، از جمله اين كه تصور مي‌شد اين دندان‌ها احتمالا براي كندن زمين استفاده داشته است.

وي خاطرنشان كرد: با پيدا شدن بقاياي علفي در فسيل فضولات بر جاي مانده از دايناسورها مشخص شد كه اين دندان‌هاي تاج بلند همانند دندان‌هاي گونه‌هاي نشخواركنندگان كنوني براي ساييدن و خرد كردن علف‌ها كه داراي تركيبات سيليسي هستند استفاده مي‌شده است.

پژوهشگر ايراني دانشگاه «پنجاب» با بيان اين كه سير تكامل گياهان و دايناسورها به هم وابسته بوده و با هم تكامل مي‌يافتند كه با توجه به پيدا نشدن سنگواره گونه‌هاي علفي در مقطع چند ميليون ساله ياد شده، حلقه ارتباط اين زنجيره مفقود شده بود، اظهار داشت: يافته‌هاي اخير علاوه بر اطلاعات ارزشمندي كه درباره زندگي و سير تكامل دايناسورها در اختيار ديرينه‌شناسان قرار مي‌دهد، روزنه اميدي براي گياه‌شناسان است كه بتوانند روند تكامل اين گونه گياهان را بررسي كنند.

از طرف ديگر با توجه به اين كه علف‌ها در شرايط آب و هوايي خاصي مي‌رويند كشف بقاياي علف مربوط به دوراني كه هنوز شبه قاره هند از گندوانا جدا نشده بود، اطلاعات ارزشمندي را درباره شرايط آن دوران اين بخش از كره زمين در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهد.

دكتر علي محمديان خاطرنشان كرد: اين بقاياي علفي با بررسي فسيل فضولات جامد برجاي مانده از دايناسورها به دست آمده است. اين مواد پس از دفع از بدن حيوان به سرعت از هم پاشيده مي‌شود در حالي كه فسيل‌هاي باارزش به جاي مانده در شرايط بسيار ويژه نظير رانش زمين تشكيل شده و بعدها بر اثر فرسايش آثار آنها بر روي زمين ظاهر شده است.

وي درباره نحوه بررسي نمونه‌هاي فسيلي به ايسنا گفت: در اين تحقيقات بقاياي فسيل فضولات دايناسورها را مورد تجزيه و تحليل قرار داديم كه در ميان گياهسنگ‌هاي سيليكايي يافت شده، علاوه بر بقاياي حيوانات كوچك دريايي، شيشه‌هاي آتشفشاني و گونه‌هاي گياهي نظير نخل، فايتوليت‌ها(بقاياي گياهي) مشابه گونه‌هاي علفي نيز كه حيوانات امروزي به عنوان غذا از آنها استفاده مي‌كنند پيدا شدند.

براي اثبات ارتباط پنج نمونه علفي پيدا شده با علف‌هاي كنوني، ساختمان نمونه‌ها را در زير ميكروسكوپ با ساختار علف‌هاي موجود مقايسه كرديم كه كاملا مشابهت داشتند.

اين نتايج نظريات موجود درباره چگونگي فعل و انفعالات متقابل ميان گياهان و گياهخواران را به چالش جدي كشانده و به اين ترتيب اين نكته كاملا امكان پذير به نظرمي‌رسد كه برخي از انواع پستانداران اوليه در واقع علفخوارهاي خاصي بودند كه بيش از 45 ميليون سال پيش از آن كه بسياري از علف‌خوارهاي هم خانواده‌شان تكامل پيدا كنند زندگي مي‌كرده‌اند.

دكتر علي محمديان كه تحصيلات كارشناسي خود را در رشته راه‌سازي در آموزشكده فني - مهندسي شهيد باهنر شيراز و مقاطع تحصيلات تكميلي را در رشته زمين‌شناسي در دانشگاه‌هاي اليگر و پنجاب به پايان برده است در گفت‌و‌گو با ايسنا تصريح كرد كه اين پژوهش را در كنار تحقيقات رساله دكتري خود كه به مطالعه كوه آتش‌فشان دماوند اختصاص دارد، انجام داده و در كنار آن تحقيقاتي نيز درباره بقاياي حشرات برجاي مانده در صمغ درختان انجام داده كه نتايج اين تحقيقات نيز به زودي منتشر مي‌شود.

وي در پايان خاطرنشان كرد كه مايل است به زودي جهت ادامه تحقيقات و برنامه‌هاي علمي خود به ايران بازگشته و در صورت امكان در دانشگاه‌ها يا مراكز پژوهشي كشور فعاليت كند.

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

آيا تا به حال سگ يا گربه‌اي را ديده‌ايد كه علف بخورد؟ سگ‌ها و گربه‌ها همانند وابستگان وحشي خود، از جمله گرگ‌ها، ببرها و شيرها، گاهي علف مي‌خورند. چرا اين جانوران گوشت‌خوار گاهي به گياه‌خواري روي مي‌آورند؟ با شگفتي فراوان، هنوز پژوهشي گزارش نشده است كه بتواند به اين پرسش پاسخ كامل و روشني بدهد. با وجود اين، دانشمندان عقيده دارند گياه‌خواري ممكن است نوعي روش خود درماني در جانوران باشد.

نخستين مشاهدات

در فرهنگ عامه مردم چين اين داستان مشهور است كه قرن ها پيش  كشاورزي كنار كلبه خويش مار ي مي بيند و از ترس جان با چوب دستي مار را مجروح مي كند و به خيال آن كه خواهد مرد , آن را به حال خود وا مي گذارد . چند روز بعد , بار ديگر همان مار را مي بيند و دوباره تلاش مي كند آن را از بين ببرد. چند روزي مي گذرد و براي بار سوم مار ديده مي شود . اين بار كشاورز پس از مجروح كردن مار ،آن را دنبال مي كند و مار زخمي را مي بيند كه در ميان بوته ها مشغول خوردن علف است . كشاورز مشاهدات خود را پيگيري مي كند و در مي يابد كه زخم هاي مار خيلي زودتر از آن چه كه تصور مي كرد ، بهبود مي يابند .

شايد مشاهدات مردم عادي را آميخته به خيال پردازي و افسانه سازي بدانيم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمي توانيم به آساني چشم بپوشيم . برخي از دانشمندان مشاهداتي داشته اند مبني بر اين كه بعضي از جانوران مي توانند ، توليد مثل خود را كنترل كنند . براي مثال ، هالي دوبلين گزارش كرده است ، برخي از فيل هاي آفريقايي از گونه هاي خاص يك درخت براي القاي زايمان استفاده مي كنند. او  بيش از يكسال فيل حامله اي را در شرق آفريقا   دنبال و مشاهده كرد كه جانور تا نزديك زمان وضع حمل ،برنامه غذايي ثابتي را پي گرفت . اما در اين زمان ، شاخ و برگ گياهي از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنيا آورد .

كارن استراير مشاهدات مشابهي را در مورد ميمون هاي موريك ( Brachyteles arachinoides ) در برزيل گزارش كرده است . او با تعقيب اين ميمون ها دريافت كه آن ها گاهي از برگ هاي دو گياه با نام هاي Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهي از ميوه گياهي با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده مي كنند . دو گياه اول نوع تركيبات ايز وفلا ونتوئيدي دارند كه ساختمان آن ها شبيه استروژن است . به نظر مي رسد ميمون ها از اين دو گياه براي جلوگيري از بارداري استفاده مي كنند ، اما خوردن ميوه گياه سوم كه حاوي نوعي پيش ساز پروژسترون به نام استيگما سترول است ، به نحوي شانس بارداري را در اين ميمون ها افزايش مي دهد .

پيشگيري از بيماري ها

تاكنون محققان مرز مشخصي بين رفتارها ي خود درماني از لحاظ پيشگيري يا درمان دارويي مشخص نكرده اند . از اين رو ، ممكن است روزي برخي از رفتارهايي كه در اين جا به عنوان پيشگيري مطرح مي شوند، به عنوان خود درماني از نوع درماني دارويي نيز معرفي شوند . منظور از آن، رفتارهايي ا ست كه تنها جانوران بيمار از خود نشان مي دهند .

الف ) خاك خوري : گونه هاي زيادي از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتي حشرات،خاك مي خورند . از مدت ها پيش، گمان مي رفت اين رفتار در واقع تلاشي براي تامين مواد معدني ضروري است . اما بررسي هاي جديد نشان مي دهند كه خاك خوري هميشه به اين منظور صورت نمي گيرد . تنظيم pH معده ، سم زدايي متابوليت هاي ثانويه گياهان و مقابله با نارحتي هاي گوارشي، از جمله اسهال ، از دلايل جديدي هستند كه براي توجيه رفتار خاك خوري جانوران مطرح شده اند.

ب) استفاده از حشرات : بسياري از حشرات سم هايي مي سازند يا از رژيم غذايي خود به دست مي آورند . آنها سم را در بخش هايي از بدن خود ذخيره مي كنند و به كمك آن از شكار شدن به وسيله پرندگان محفوظ مي مانند يا با انگل ها و ميكروب ها مقابله مي كنند . تاكنون بيش از 200 گونه پرنده شناسايي شده اند كه مورچه ها را بر پرهاي بدن خود مي مالند . گاهي نيز روي لانه هاي تپه مانند مورچه ها مي غلطند تا به اين طريق مورچه ها روي پرهاي آن كشيده شوند. مورچه هايي كه پرندگان به پرهاي خود مي مالند ،اغلب از گونه هايي هستند كه اسيد فورميك توليد مي كنند . اين اسيد به راحتي شپش هاي لاي پرها را از بين مي برد. ميمون هاي ونزوئلايي در فصل گرم و مرطوب سال كه نيش زدن حشرات بسيار آزار دهنده مي شود، ترشحات فوق العاده سمي نوعي هزار پا را روي كرك هاي بدن خويش مي مالند . ترشحات هزار پا حاوي بنزوكوئينون هستند كه در دفع حشرات بسيار موثر است .

ج) ميوه هاي ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتيوپي , آبشاري وجود دارد كه اين منطقه را به دو زيستگاه متفاوت تقسيم مي كند . در بالا دست آبشار , گونه اي ميمون با نام Papio anubis و در پائين آن گونه اي با نام Papio hamadryas و دورگه هايي از اين دو گونه , زندگي مي كنند . خطر آلودگي به انگل شيستو زوما در اين ميمون ها متفاوت است , زيرا ميزبان واسط اين انگل , يعني حلزون هاي جنس Biomphalaria , در پايين دست آبشار بسيار زيادند و در بالا دست آن , كم تر يافت مي شوند . از اين رو , آلودگي به اين انگل در پائين آبشار بيش تر است . هر چند درختچه اي با نام Balanites aegyptica در هر دو زيستگاه وجود دارد , اما تنها ميمون هاي پائين آبشار از ميوه هاي آن استفاده مي كنند . اين ميوه ها حاوي نوعي پيش ساز هورموني به نام ديوز جنين هستند كه به نظر مي رسد از رشد شيستوزوما جلوگيري مي كند.

د) لانه هاي ضد انگل : بسياري از پرندگان در لانه هاي خود از گياهان تازه اي استفاده مي كنند كه جز و ساختمان آن ها محسوب نمي شود . به نظر مي رسد گياهان تازه مواد فراري دارند كه در دفع و كشتن انگل هاي پوستي موثرند. برخي سا ر ها , در لانه هاي خود از هويج وحشي ( Daucus Carota ) استفاده مي كنند كه باعث كاهش قابل ملاحظه تعداد كنه هاي موجود در لانه مي شود . هر چند كاهش تعداد كنه ها بر ميزان رشد جوجه ها تاثيري ندارد ، اما جوجه هايي كه در لانه هاي حاوي هويج وحشي رشد و نمو مي كنند ، مقدار هموگلوبين بيش تري دارند.  

منبع : سايت جزيره دانش
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!
پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!
بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.
یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.
زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب
اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.
این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.
فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
● جریان مستمر از داخل آبشش ها
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.
در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.
فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
● تنفس پوستی در آب
در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.
بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.
بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.
همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |

مطالعه اندازه می تواند وضعیت ژنوم را در سگ مشخص کند.

  پرهام جبارزاده

به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران به نقل از نیچر ، متخصصین ژنتیک موسسه تحقیقات ژنومیک ماریلند علت اینکه چرا سگ های نژاد گرگی ایرلندی تا 50 برابر بزرگتر از اعضاء دیگر گونه خود می باشند را بررسی کردند.

 دانشمندان این تیم تحقیقاتی با آنالیز DNA، تفاوت های نژاد سگ های بزرگ و کوچک را بررسی نمودند. این گروه دریافتند که یکی از تفاوت های این سگ ها در ژنی موسوم به "فاکتور شبه انسولین 1" یا Igf-1 است. این ژن ، یکی از چندین ژنی است که مشخص شده است در تعیین اندازه موش نقش دارد. زمانیکه Igf-1 حذف می شود موش های کوچک ایجاد می شوند. لذا موجب تعجب این گروه گردید که این ژن در سگ نیز همان نقش را عهده دار است.

  آنها همچنین ژن ها در را سگ های وحشی نظیر گرگ  و روباه که قرابت دوری را با سگ های اهلی دارند ، بررسی کردند. محققین دریافتند که تقریبا تمام 18 نوع کوچک سگ نوع یکسانی از ژن را حمل می کنند. ولی تقریبا هیچیک از 15 نوع سگ بزرگ جثه این ترکیب ژنی را نداشتند. این امر پیشنهاد کرد که این ژن نقش کلیدی را در کنترل اندازه بدن سگ ایفا می نماید.

سگ هایی که کوچکترند مقدار کمتری از این فاکتور رشد را در مقایسه با انواع بزرگتر تولید می کنند. نسخه "کوچک" ژن Igf-1 بنظر می رسد از قدمت بیشتری برخوردار باشد.

منبع: Nature

+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
عبارت است از التهاب غدد چربی (سباسه) در لبه پلك‌ها و ریشه مژه‌ها كه به ‌صورت یك آبسه كوچك تظاهر می‌یابد.
● علت ایجاد گل‌مژه
علت ایجاد آن عفونت باكتریایی استافیلاكوكی فولیكول مژه‌ها است.
● انواع گل‌مژه
۱) گل‌مژه خارجی: یك التهاب چركی در فولیكول‌های پلك عفونی و غدد چربی می‌باشد. به ‌صورت یك تورم حساس به لمس و قرمز (یك برجستگی كوچك) در لبه پلك تظاهر می‌یابد. این گل‌مژه معمولا به سرعت تخلیه و چرك خود را خارج می‌سازد.
۲) گل‌مژه داخلی: به‌صورت یك التهاب قرمز و دردناك تظاهر می‌یابد اما دیرتر بهبود می‌یابد، چراكه آبسه نمی‌تواند به‌راحتی چرك خود را تخلیه كند. ممكن است دارای برجستگی كوچك قابل رویت نباشد. این گل‌مژه می‌تواند باعث تاری دید و سوزش چشم گردد.
● علائم گل‌مژه
۱) قرمزی، تورم و درد در پلك
۲) حساسیت به نور
۳) اندكی تاری دید
۴) باز نشدن كامل پلك
۵) یك برجستگی كوچك شبیه جوش
۶) احساس وجود شن در چشم
۷) اشك ریزش
۸) یك نقطه زردرنگ در مركز گل‌مژه
● درمان گل‌مژه
۱) اغلب گل‌مژه‌ها پس از چند روز به خودی خود تخلیه خواهند شد اما روند تخلیه چرك گل‌مژه را می‌توان با قرار دادن كمپرس گرم و مرطوب تسریع كرد.
۲) یك دستمال تمیز تا شده را درون آب داغ قرار دهید، سپس بیشتر آب آن را بگیرید و ۱۰ تا ۱۵ دقیقه و ۴ مرتبه در روز روی پلك درگیر قرار دهید.
۳) چنانچه گل‌مژه به خودی خود بهبود نیابد (پس از ۴ـ ۳ روز)، باید با مراجعه به پزشك متخصص اقدام به شكافتن و تخلیه چرك آن كرد.
۴) می‌توان از آنتی بیوتیك‌های چشمی به شكل پماد و قطره استفاده كرد.
▪ نكته: گل‌مژه از لحاظ تكنیكی یك جوش است. بنابراین می‌توان آن را با اعمال فشار تركاند اما از تخلیه آن خودداری كنید چراكه ممكن است باعث گسترش عفونت گردد.
▪ نكته: از مالش پلك‌های گل‌مژه زده خودداری كنید.
▪ نكته: احتمال عود مجدد گل‌مژه وجود دارد.
▪ نكته: گل‌مژه چندان مسری نیست اما بهتر است نكات بهداشتی (شستن دست‌ها و چشم‌ها) را رعایت كنید.
▪ نكته: همه گل‌مژه‌ها از چرك پر شده و در نهایت شكافته و تخلیه می‌شوند.
▪ نكته: گل‌مژه به قدرت بینایی آسیب نمی‌رساند.
▪ نكته: عدم درمان گل‌مژه به گسترش عفونت منجر می‌شود.
● چه هنگام باید به پزشك مراجعه كرد
۱) وقتی گل‌مژه به خودی خود سرباز نكند و بهبود نیابد. (بیش از ۳ تا ۴ روز دوام یابد)
۲) احساس درد در چشم و یا ایجاد اختلال در دید.
۳) چنانچه به‌طور متوالی گل‌مژه مجددا عود كند.
● چطور از گل‌مژه پیشگیری كنیم؟
۱) از تماس یافتن دست‌های آلوده با چشم‌ها و یا مالیدن چشم‌ها خودداری كنید.
۲) دستان خود را در طول روز به‌طور مرتب بشویید.
۳) چشم‌های خود را هنگام استحمام با شامپو بچه ملایم شست‌وشو دهید.
۴) از به اشتراك گذاشتن لوازم آرایشی چشم خودداری كنید. همچنین قبل از خواب حتما آرایش صورت خود را پاك كنید.
۵) چنانچه زیاد گل‌مژه می‌زنید: شامپو بچه ملایم را با آب گرم رقیق كرده و به‌وسیله یك گوش پاك‌كن ریشه مژه‌ها و پلك‌ها را هفته‌ای چند بار تمیز كنید تا میكروب‌ها، چربی و سلول‌های مرده اضافی پاك و زدوده شوند.
۶) كسانی كه از لنز تماسی استفاده می‌كنند بایستی بهداشت مربوط به گذاشتن و برداشتن لنزها را به‌خوبی رعایت كنند.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
آستیگماتیسم (astigmatism) یك نقص خفیف و به راحتی قابل درمان انحنای چشم شماست که باعث تاری دید می‌شود.
آستیگماتیسم هنگامی به وجود می آید كه لایه خارجی و شفاف جلوی چشم یعنی قرنیه و یا عدسی چشم كه درون چشم قرار دارد، انحنایش در یك جهت كمی متفاوت از انحنایش در جهت دیگر است.
به این ترتیب سطح قرنیه یا عدسی در بعضی نواحی مسطح‌تر یا منحنی‌تر از نواحی دیگر است.
هنگامی كه قرنیه دارای اعوجاج باشد، شما مبتلا به "آستیگماتیسم قرنیه‌ای" هستید. هنگامی كه عدسی دارای اعوجاج باشد" آستیگماتیسم عدسی" دارید.
هر دو نوع آستیگماتیسم، تاری دید ایجاد می‌كند، اما اغلب موارد آستیگماتیسم ناشی از نایكنواختی انحنای قرنیه است.
فرد مبتلا به آستیگماتیسم هم در فاصله نزدیك و هم در فاصله دور تاری دید دارد.
آستیگماتیسم معمولاً از هنگام تولد وجود دارد و ممكن است با دوربینی یا نزدیك بینی تركیب شود. معمولاً این عارضه ثابت می‌ماند و در طول زمان بهتر یا بدتر نمی شود.
بسیاری از افرادی كه دارای مقدار اندكی آستیگماتیسم هستند که مقدار آن قدر زیاد نیست كه نیاز به عمل تصحیحی داشته باشد.
● علائم و نشانه‌ها
علائم و نشانه های آستیگماتیسم شامل موارد زیر است:
▪ اعوجاج در بخش هایی از میدان بینایی.
▪ تاری خطوط عمودی، افقی یا مایل.
● علل
▪ در چشم شما دو بخش وجود دارد كه مسئول متمركز كردن تصاویر هستند: قرنیه و عدسی.
▪ در چشم طبیعی این عناصر كانونی كننده انحنایی یكدست مانند سطح یك توپ لاستیكی دارند.
▪ قرنیه و عدسی با داشتن چنین سطح منحنی همه شعاع های نور وارد شده به چشم را به یك میزان خم می‌كنند (می‌شكنند) و یك تصویر متمركز واضح بر روی پرده حساس پشت چشم یعنی شبكیه ایجاد می‌كنند.
اما اگر انحنای قرنیه یا عدسی یكدست نباشد، شعاع های نور به طور یكسان نمی‌شكنند، در این حالت شما دچار خطای انكسار نور هستید.
آستیگماتیسم یكی از اشكال مختلف خطاهای انكسار نور در چشم است. در آستیگماتیسم، قرنیه یا عدسی در یك جهت انحنای بیشتری از جهت دیگر دارد.
آستیگماتیسم تصحیح نشده باعث تاری دید می شود. در این حالت تاری دید در یك جهت _ افقی، عمودی یا مایل _ بیش از جهت دیگر وجود دارد.
آستیگماتیسم ممكن است در تركیب با سایر خطاهای انكساری مثل نزدیك بینی یا دوربینی رخ دهد:
▪ در نزدیك بینی (میوپی) انحنای قرنیه بیشتر از حد عادی است یا كره چشم درازای بیش از حد طبیعی دارد. در نتیجه شعاع های نور به جای آنكه دقیقاً روی شبكیه متمركز شوند، در جلوی شبكیه به هم می رسند و اشیای دور تصویری مبهم خواهند داشت.
▪ در دوربینی (هیپروپی) انحنای قرنیه كمتر از حد عادی است یا كره چشم طول كمتر از حد طبیعی دارد، در نتیجه حالت عكس نزدیك بینی رخ می‌دهد. نور در پشت چشم متمركز می‌شود و تصویر اشیای نزدیك تار می‌شود اما دید دور عادی باقی می‌ماند.
▪ در اغلب موارد آستیگماتیسم از هنگام تولد وجود دارد. ممكن است آستیگماتیسم در نتیجه وارد شدن آسیب به چشم بیمار یا جراحی رخ دهد.
▪ آستیگماتیسم با مطالعه در نور كم یا تماشای تلویزیون از فاصله نزدیك بهتر یا بدتر نمی‌شود.
● چه هنگامی باید به چشم پزشك مراجعه كرد
اگر درجه آستیگماتیسم چشم شما آن قدر باشد كه در كاری كه می خواهید انجام دهید اختلال ایجاد كند یا اگر كیفیت بینایی تان مانع رضایت شما از نحوه فعالیت هایتان است، به چشم پزشك مراجعه كنید.
چشم پزشك درجه آستیگماتیسم شما را تعیین می كند و در مورد اینكه چه روشی را برای تصحیح بینایی تان انتخاب كنید به شما مشاوره خواهد داد.
تغییر درجه آستیگماتیسم چشم در طول زندگی اگر اصولاً رخ دهد، بسیار تدریجی و كند است.
انجام معاینات منظم چشم، راه مناسبی برای شناسایی تغییرات حدت بینایی است تا در صورت لزوم عینك یا لنز تماسی برای شما تجویز شود یا شماره آنها تصحیح شود.یك فرد بزرگسال سالم باید تا ۵۰ سالگی هر سه تا پنج سال یك بار معاینه چشم انجام دهد.
پس از ۵۰ سالگی فواصل معاینات كمتر کنید. اگر دچار مشكلات انكساری مانند آستیگماتیسم هستید، هر دو سال یك بار به هر تعدادی كه چشم پزشكتان توصیه می كند، به او مراجعه كنید.
● تشخیص بیماری
چشم پزشك شما ممكن است از ابزارهایی كه در زیر می آید برای معاینه چشم شما استفاده كند:
▪ قرنیه‌سنج (Keratometer) : چشم پزشك در قرنیه سنجی با استفاده از دستگاهی به نام قرنیه سنج یا كراتومتر میزان و جهت گیری آستیگماتیسم قرنیه‌ای را با اندازه گیری میزان نور منعكس شده از سطح قرنیه مشخص می‌كند.
▪ كراتوسكوپ و ویدئوكراتوسكوپ: این ابزارها برای تشخیص و تعیین مقدار انحنای سطح قرنیه در صورت وجود آستیگماتیسم مورد استفاده قرار می گیرند.
كراتوسكوپ حلقه‌های نورانی را روی قرنیه می افكند. سپس انعكاس این حلقه های نورانی روی قرنیه از طریق كراتوسكوپ مورد مشاهده قرار می‌گیرد و برحسب شكل و فواصل این حلقه‌ها می توان میزان آستیگماتیسم قرنیه را محاسبه كرد.
با اتصال كراتوسكوپ به یك دوربین ویدئویی، ویدئوكراتوسكوپ ساخته شده است، كه با آن می توان تصویر قرنیه را روی یك صفحه تلویزیونی دید.
ویدئوكراتوسكوپ رایج ترین وسیله مورد استفاده برای تعیین مقدار انحنای سطح قرنیه در آزمونی است كه مكان‌نگاری (توپوگرافی) قرنیه نامیده می شود.
● درمان
هدف درمان آستیگماتیسم تصحیح انحنای نایكنواخت قرنیه است كه باعث تاری دید می‌شود. درمان شامل تجویز عدسی های تصحیح كننده به صورت عینك یا لنز تماسی یا انجام جراحی تصحیحی می شود:
▪ اصلاح دید با تجویز عدسی تصحیح كننده: استفاده از عدسی های تصحیح كننده اثر ناشی از انحنای نایكنواخت قرنیه را برطرف می كند. عدسی تصحیح كننده ممكن است به صورت لنز تماسی یا عینك باشد.
▪ لنزهای تماسی: لنزهای تماسی هر دو آستیگماتیسم های قرنیه و عدسی چشم را تصحیح می كنند.
▪ انواع مختلفی از لنزهای تماسی در دسترس است: لنزهای سخت، لنزهای نرم، لنزهای یك بارمصرف، لنزهای با كاربرد طولانی مدت، لنزهای دوكانونی، لنزهای سخت نفوذپذیر نسبت به اكسیژن و.... با چشم پزشكتان در مورد اینكه كدامیك از این انواع مختلف لنز برای شما مناسب تر است، مشاوره كنید.
یك شیوه دیگر استفاده از لنز تماسی برای تصحیح آستیگماتیسم "روش ارتوكراتولوژی" یا Ortho-K است. در این روش شما چندین ساعت در روز لنز تماسی سخت به چشم می گذارید تا انحنای قرنیه تان تصحیح شود.
در روزهای بعد تعداد ساعات استفاده از لنز تماسی كاهش می یابد و در حدی كه شكل جدید قرنیه حفظ شود. البته اگر مدتی استفاده از این روش را قطع كنید، قرنیه چشم دوباره به شكل اولش بازمی‌گردد.
▪ عینك: در مواردی كه به دلایل مختلف استفاده از لنز تماسی از جمله ترجیح بیمار امكان‌پذیر نیست، انواع مختلف عینك می‌تواند جانشین مناسبی برای لنز تماسی باشد.
▪ جراحی برای تصحیح عیوب انكساری: در روش جراحی با شكل دهی مجدد به سطح قرنیه، آستیگماتیسم تصحیح می‌شود.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |
از شایع‌ترین علل قابل توجه تیرگی زیر چشم‌ها می‌توان به انواع آلرژی‌ها اشاره کرد.
آقای دکتر، زیر چشمانم همیشه تیره است شما نمی‌دانید علت این تیرگی چیست؟ آقای دکتر، ممکن است گودی زیر چشمانم ارثی باشد؟دکتر، زیر چشمانم همیشه گود رفته است اما مدتی است این گودی تیره شده و روی چهره‌ام تاثیر خیلی بدی گذاشته است. آیا می‌شود کاری کرد؟
اینها پرسش‌هایی است که شما کمابیش با آنها آشنا هستید. سوالاتی که بیشتر از روی ناامیدی مطرح می‌شود و پاسخ چندان امیدوارکننده‌ای ندارد.
آیا واقعا برای چنین افرادی هیچ کاری نمی‌توان کرد؟
برای پاسخ به این سوال بد نیست کمی راجع به این بیماری بیشتر بدانیم. بیماری تیرگی زیر چشم یک بیماری ایدیوپاتیک است. به این معنا که علت بیشتر آنها ناشناخته است البته بسیاری از مبتلایان سابقه خانوادگی مثبتی دارند اما از شایع‌ترین علل قابل توجه تیرگی زیر چشم‌ها می‌توان به انواع آلرژی‌ها اشاره کرد. آلرژی انواع گوناگونی دارد و از یک حساسیت ساده به بوی گل، گوجه‌فرنگی و یا گردن‌آویز شروع می‌شود و به آلرژی به پنی‌سیلین، دود سیگار و هوای آلوده و یا حتی به چهره رئیس اداره ختم می‌شود. بدیهی است درمان آن، استفاده از یک آنتی‌هیستامین نیست و تنها باید از ماده حساسیت‌زا دوری جست.
دومین علت شایع کبودی زیر چشم اختلالات خواب است. خیلی‌‌ها عقیده دارند که یک خواب ۳ تا ۴ ساعته طی شبانه‌روز جوابگوی نیاز آنها به خواب است اما در واقع این‌طور نیست و این افراد به‌خاطر داشتن نیروی جوانی، از ذخیره انرژی خود برای سر حال بودن استفاده می‌کنند، غافل از اینکه این ذخیره انرژی تمام‌شدنی نیست. کبودی زیر چشم‌ها می‌تواند اولین علامت تمام شدن این ذخیره محدود باشد. پس اگر رختخواب گرم و نرمی دارید حتما ۷ تا ۹ ساعت در شبانه‌روز را به خوابیدن روی آن اختصاص دهید.
● خواب داریم تا خواب
عده دیگری که اتفاقا همین مقدار در شبانه‌روز می‌خوابند نیز از چشمان کبود خود ناراحت هستند. درست است که آنها ۷ تا ۹ ساعت می‌خوابند اما چه خوابی؟ کیفیت خواب مهم‌ترین عامل در سرحال بودن و بیمه‌ شدن در برابر بیماری‌هاست. خیلی‌ها عادت دارند نقشه‌های روزمره خود را در خواب حلاجی کنند. متن سخنرانی‌ها، متن قراردادها، نوع برخوردها، لوازم مورد نیاز منزل و حساب و کتاب‌های بانکی و دفتری همه و همه مواردی نیستند که بشود آنها را در خواب حل و فصل کرد.
علاوه بر این، کسانی هستندکه مشکلات چندانی برای حل کردن در زمان خواب ندارند (هرچند تعداد این افراد از انگشتان دست نیز کمتر است) اما این <مرفهین بی‌درد> به گونه‌ای دیگر خواب خود را آشفته می‌کنند و آن مصرف انواع داروهای خواب‌آور یا محرک است.
● آگهی
اشتباه نکنید، منظورم از این داروها فقط الکل یا قرص اکس نیست. قهوه هم می‌تواند خواب ناز شما را برهم زند.
بیماری‌های هورمونی، عاطفی، روحی روانی و تغذیه‌ای نیز نقش مؤثری در بروز تیرگی زیر چشم دارند اما شاید بتوان کاهش وزن‌های ناگهانی به علت رژیم‌های نامتعارف را نیز ازجمله علل مهم افتادگی چین و چروک صورت و تیرگی زیر چشم دانست.
● راه حل
اولین و بهترین راه، حل مشکلات یاد شده است. هرچند در موارد مادرزادی حل مشکل چندان آسان به‌نظر نمی‌رسد. استفاده از ماسک‌های شبانه علاوه بر فراهم‌آوردن محیطی مغذی و مرطوب برای پوست صورت، باعث ایجاد آرامش مضاعف برای شما می‌شود. این امکان را برای پوست شما مهیا می‌کند که پس از یک روز خسته‌کننده کاری پوست خود را در بهشت میوه‌ها با گل و بلبل تنها بگذارید. زمانی این تاثیرات دوچندان می‌شود که در ماسک‌ خود از مواد آنتی‌اکسیدان یا ضد پیری نیز کمک گرفته شود.
پوست خیار یکی از این مواد معجزه‌آساست، بنابراین لازم نیست تا شب صبر کنید.
همین حالا دست به کار شوید و اگر مشغول پوست‌کندن خیار هستید دست نگه دارید. به جای اینکه این پوست باارزش را از روی خیارتان بردارید آن را به صورت نوارهای پهنی برش دهید و زیر چشمانتان بگذارید. البته بهتر است به آنها نمک نزنید!
از ظهر گذشته و تنها پس از یک چرت کوتاه برای کار آماده می شوید. آیا تا به حال نوشیدن یک فنجان چای داغ را فراموش کرده‌اید؟ از این به بعد گذاشتن چای کیسه‌ای نیمه‌گرم در زیر چشمانتان را هم فراموش نکنید، چرا که چای با داشتن مقادیر زیادی تانن تاثیر خوبی بر کاهش ورم و بازشدن رنگ صورت شما دارد.
صبح که از خواب بیدار می‌شوید صورتتان را با آب خنک بشویید.
این باعث می‌شود رگ‌های خونی زیر چشمان شما به یک باره بر اثر سردی آب منقبض و پس از چند دقیقه به صورت واکنشی متورم شود. افزایش خون‌رسانی درمان اصلی کبودی زیر چشم است.
امروزه روش جدیدی به نام مزوتراپی با بهره‌گیری از جدید‌ترین و مؤثرترین داروهای موجود توانسته است در درمان کبودی و پف زیر چشم گام موثر بردارد. از بین این داروها می‌توان به ویتامین k، رتینول، ویتامین C، داروهای بازکننده عروق خونی مثل آرتی شوک، انواع اسیدهای میوه‌ای مثل گلیکولیک اسید و مواد مغذی برای سلول‌های پوستی شامل اسیدهای چرب و اسیدهای آمینه ضروری برای فعالیت سلول‌های پوستی اشاره کرد.
البته این مواد پیش از این در انواع کرم‌ها و لوسیون‌های دور چشم به‌کار رفته و امتحان خود را پس داده‌اند اما از آنجایی که جذب این مواد از روی پوست با محدودیت‌هایی رو به رو است، تزریق زیر پوستی آنها به روش مزوتراپی درمان را بسیار مطمئن‌تر کرده است.
یکی دیگر از داروهای پرمصرف در تیرگی زیر چشم، مواد پرکننده و آب‌رسان است که قادر است خشکی و گودافتادگی پوست زیر چشم‌ها را به شکل قابل قبولی ترمیم کند.
علاوه بر مزوتراپی، قطع یا حداقل کاهش مصرف سیگار، کاهش مصرف نمک و مصرف سبزی‌ها و میوه‌های حاوی مواد آنتی‌اکسیدان مثل اسفناج نیز توصیه می‌شود.
استفاده از پدهای گرم و سرد به‌صورت متوالی برای تحریک عروق خونی زیر چشم نیز روش مناسبی است، به شرط اینکه پدها خیلی داغ یا سرد نباشند.
+ نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 12 PM |